{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه جلوی آینه می ایستم...خودم را در آن میبنیم...دست روی ش

گاه جلوی آینه می ایستم...خودم را در آن میبنیم...دست روی شانه هایش میگذارم و میگویم:چه تحملی دارد "دلت"....
دیدگاه ها (۳)

:p :p

good morning :)

نزار قبانی

ولو کذبا

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

p30

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

عاشقانه های شبنم

«زندگی، مثل یک آینه است؛سرد، صیقلی، و بی‌رحم.ما در برابرش می...

بعضی حال بدیا شبیهِ بارون نیستن که ببارن و تموم شن؛ شبیهِ مه...

مرد بی رحم

رمان انفجار و امید

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط