pmafia جئون
p4°mafia جئون°
صبح ساعت ۹ همه توی پذیرایی منتظر جونگ کوک بودیم که بیدار شه ..+سونا جایی که کثیف نیست،ریئس ایراد بگیره؟ &همه جا رو کاملا تمیز کردیم و جایی نمیمونه..+هوم خوبه &صبر کنننن...انبارییی +انباری چی؟ &انباری الان ۱۰ روزه که تمیز نشده..+داری شوخی میکنی دیگه نه! &کارامون زیاد بود نتونستیم تمیز کنیم و ریئس تا اون موقع متوجه نشده بود..ولی الان اگه ببینه وای.. +سوناا الان داری بهم میگی؟زود باش بریمم..ا٫ت=من و سونا با سرعت تمام رفتیم تو انباری و وقتی رسیدیم از گرد و خاک زیاد سرفمون گرفته بود +به نظرت میتونیم تمومش کنیم؟ &نمیدونم +همش تقصیر توعه ها &به من چه تو هم باید میدیدی دیگه عه +خیله خب آروم باشیم..من سطل آب و میگیرم و تو جا رو بزن &چرا من باید جارو بزنم +سوناا..الان وقت این حرفااا نیستت &من جارو نمیزنم +اونوقت منم به ریئس میگم که تو به من نگفتی &بده من....از زبون آشپز=رئیس اومدن..این دوتا دختر کجا گذاشتن رفتن...٪سلام،صبح بخیر..بفرمایید بشینید _سلام..اون دوتا کجان؟ ٪اون اون دوتا میان.. _یعنی چی؟ نمیدونی که قانونه موقع صبحانم همه باید روی این میز بشینن؟ ٪بله آقا..ولی ولی من نمیدونم که کجان... _اگر تا ۲ دقیقه دیگه اینجا نباشن اخراج میشی،زود باش برو بگرد،گشنمه....ا٫ت=کارا تموم شده بودن و انباری تمیز شده بود +هوف تموم شد،کمرم &خستممم..+زودباش بریم ...به طرف بالا رفتیم و رسیدیم که جونگ کوک سر میز نشسته بود ٪هی شما کجا بودین؟ نمیدونین قانون ریئس اینکه همه باید موقع صبحانه سر میز بشینن؟. +آ آره ولی ما رفته بودیم... _اگر دوباره تکرار بشه اخراجین و تنبیهتون هم اینکه امروز صبحانه نمیخورین..&ولی.. _ولی بی ولی..ا٫ت=من و سونا به طرف اتاق رفتیم و روی تخت نشستیم..&این دیگه کیه خدایا.خسته شدم...دیشب شام هم نخوردم وایی شکمم +چقدر غر میزنی سونا &هی تو ملوم هست چته؟مگه تو شکم نداری گشنت نمیشه دختره ی... ایش +میتونی درباره این سال های زندگیش بهم بگی؟ &من هم خیلی وقت نیست که به اینجا اومدم و هیچی از زندگیش نمیدونم..تنها کسی که میدونه آجوماست..+من آجوما رو نمیبینم کجاست؟ &اون برای آجوما خیلی احترام میزاره و یه جورایی فقط به اونه که احترام میزاره..بخاطر همین خدمتکارای دیگه ای گرفت و آجوما در حال استراحته همیشه (پوزخند) +راستی یه دختره لوسی هم اینجا بود اون کیه؟ &دختر دوست مامانش،همیشه روزی یک بار میاد اینجا
&تو چرا اینجا اومدی؟ با اینجا اومدنت زندگیتو خراب کردی دختر..حیف نیست دختر به این خوشگلی بیاد خدمتکار بشه..+داستانش طولانیه،تو چرا به اینجا اومدی؟ &من برای پول..+برای پول؟ &آره...خانوادم پول کافی برای دانشگام ندارن که بدن و برای همین اینجا اومدم کار کنم +میتونم باهات دوست بشم؟(لبخند) &منم بدم نمیاد..&راستی،میدونی امشب قراره دوستای ریئس بیان؟ +واقعا؟ &آره..اونا تنها کسایین که رئیس به عنوان دوست دوسشون داره و اگر خطایی ازمون سر بزنه اخراجیم هوفف...&وای دختر من گشنمهه تو واقعا گشنت نیست؟ +چرا هست ولی باید تحمل کنیم..&باید بریم برای مهمونا چیزایی رو درست کنیم +من برنامه هایی دارم برای شب &چه برنامه ای؟ +برای اینکه ریئس و خوشحال کنیم بهتره براشون از هر نوع غذایی درست کنیم..&واقعا میخوای ریئس و خوشحال کنی با اینکه بهت صبحانه نداده +خیلی شکمویی بیا بریم ....از طبقه بالا،پایین اومدیم و به سمت جونگ کوک که روی کاناپه نشسته بود و با گوشیش ور میرفت رفتیم..+ببخشید ریئس اگر اجازه بدید من و سونا بریم برای خرید.._خرید چی؟ &برای مهموناتون..._برید ولی زود بیاین.+چشم...از زبون جونگ کوک=این دختره برام خیلی آشناعه انگار قبلا وقتی بچه بودم،میشناختمش..تصمیم گرفتم زنگ بزنم به جیمین و تهیونگ و بگم امشب حتما بیان به جایی که گفتم..
ا٫ت=از خرید برگشتیم ساعت ۴ بود و ما هنوز ناهار هم نخورده بودیم &من دیگه واقعا نمیتونم باید یه چیز بخورم +منم دیگه نمیتونم..نظرت راجب کیمچی چیه؟ &هوم خوبه....ساعت ۸ شب=من و سونا همه چیز و آماده کرده بودیم و منتظر مهمونا بودیم که جونگ کوک با کت و شلوار اومده بود از پله ها پایین +سونا کت و شلوار چرا؟ مگه قراره جایی بره؟ &نمیدونم +ب بخشید مگه قرار نیست مهموناتون بیان؟ _خب؟(یه ابروشو میده بالا) +پس چرا کت و شلوار پوشیدین؟ _قراره بریم جای دیگه +ولی ما این همه چیز برای شماها اماده کردیم. _یادم نمیاد من گفته باشم...برگشتم خونه تمیز باشه و رفت &وات ؟من الان باید حرص بخورم یا چی ا٫ت؟؟؟؟؟بفرما دستمون نمک نداره اهههه +بیا خودمون بخوریم(پوکر)&ملومه که خودمون میخوریم پس چی اهه
ادامه دارد...
ادامه دارد...
صبح ساعت ۹ همه توی پذیرایی منتظر جونگ کوک بودیم که بیدار شه ..+سونا جایی که کثیف نیست،ریئس ایراد بگیره؟ &همه جا رو کاملا تمیز کردیم و جایی نمیمونه..+هوم خوبه &صبر کنننن...انبارییی +انباری چی؟ &انباری الان ۱۰ روزه که تمیز نشده..+داری شوخی میکنی دیگه نه! &کارامون زیاد بود نتونستیم تمیز کنیم و ریئس تا اون موقع متوجه نشده بود..ولی الان اگه ببینه وای.. +سوناا الان داری بهم میگی؟زود باش بریمم..ا٫ت=من و سونا با سرعت تمام رفتیم تو انباری و وقتی رسیدیم از گرد و خاک زیاد سرفمون گرفته بود +به نظرت میتونیم تمومش کنیم؟ &نمیدونم +همش تقصیر توعه ها &به من چه تو هم باید میدیدی دیگه عه +خیله خب آروم باشیم..من سطل آب و میگیرم و تو جا رو بزن &چرا من باید جارو بزنم +سوناا..الان وقت این حرفااا نیستت &من جارو نمیزنم +اونوقت منم به ریئس میگم که تو به من نگفتی &بده من....از زبون آشپز=رئیس اومدن..این دوتا دختر کجا گذاشتن رفتن...٪سلام،صبح بخیر..بفرمایید بشینید _سلام..اون دوتا کجان؟ ٪اون اون دوتا میان.. _یعنی چی؟ نمیدونی که قانونه موقع صبحانم همه باید روی این میز بشینن؟ ٪بله آقا..ولی ولی من نمیدونم که کجان... _اگر تا ۲ دقیقه دیگه اینجا نباشن اخراج میشی،زود باش برو بگرد،گشنمه....ا٫ت=کارا تموم شده بودن و انباری تمیز شده بود +هوف تموم شد،کمرم &خستممم..+زودباش بریم ...به طرف بالا رفتیم و رسیدیم که جونگ کوک سر میز نشسته بود ٪هی شما کجا بودین؟ نمیدونین قانون ریئس اینکه همه باید موقع صبحانه سر میز بشینن؟. +آ آره ولی ما رفته بودیم... _اگر دوباره تکرار بشه اخراجین و تنبیهتون هم اینکه امروز صبحانه نمیخورین..&ولی.. _ولی بی ولی..ا٫ت=من و سونا به طرف اتاق رفتیم و روی تخت نشستیم..&این دیگه کیه خدایا.خسته شدم...دیشب شام هم نخوردم وایی شکمم +چقدر غر میزنی سونا &هی تو ملوم هست چته؟مگه تو شکم نداری گشنت نمیشه دختره ی... ایش +میتونی درباره این سال های زندگیش بهم بگی؟ &من هم خیلی وقت نیست که به اینجا اومدم و هیچی از زندگیش نمیدونم..تنها کسی که میدونه آجوماست..+من آجوما رو نمیبینم کجاست؟ &اون برای آجوما خیلی احترام میزاره و یه جورایی فقط به اونه که احترام میزاره..بخاطر همین خدمتکارای دیگه ای گرفت و آجوما در حال استراحته همیشه (پوزخند) +راستی یه دختره لوسی هم اینجا بود اون کیه؟ &دختر دوست مامانش،همیشه روزی یک بار میاد اینجا
&تو چرا اینجا اومدی؟ با اینجا اومدنت زندگیتو خراب کردی دختر..حیف نیست دختر به این خوشگلی بیاد خدمتکار بشه..+داستانش طولانیه،تو چرا به اینجا اومدی؟ &من برای پول..+برای پول؟ &آره...خانوادم پول کافی برای دانشگام ندارن که بدن و برای همین اینجا اومدم کار کنم +میتونم باهات دوست بشم؟(لبخند) &منم بدم نمیاد..&راستی،میدونی امشب قراره دوستای ریئس بیان؟ +واقعا؟ &آره..اونا تنها کسایین که رئیس به عنوان دوست دوسشون داره و اگر خطایی ازمون سر بزنه اخراجیم هوفف...&وای دختر من گشنمهه تو واقعا گشنت نیست؟ +چرا هست ولی باید تحمل کنیم..&باید بریم برای مهمونا چیزایی رو درست کنیم +من برنامه هایی دارم برای شب &چه برنامه ای؟ +برای اینکه ریئس و خوشحال کنیم بهتره براشون از هر نوع غذایی درست کنیم..&واقعا میخوای ریئس و خوشحال کنی با اینکه بهت صبحانه نداده +خیلی شکمویی بیا بریم ....از طبقه بالا،پایین اومدیم و به سمت جونگ کوک که روی کاناپه نشسته بود و با گوشیش ور میرفت رفتیم..+ببخشید ریئس اگر اجازه بدید من و سونا بریم برای خرید.._خرید چی؟ &برای مهموناتون..._برید ولی زود بیاین.+چشم...از زبون جونگ کوک=این دختره برام خیلی آشناعه انگار قبلا وقتی بچه بودم،میشناختمش..تصمیم گرفتم زنگ بزنم به جیمین و تهیونگ و بگم امشب حتما بیان به جایی که گفتم..
ا٫ت=از خرید برگشتیم ساعت ۴ بود و ما هنوز ناهار هم نخورده بودیم &من دیگه واقعا نمیتونم باید یه چیز بخورم +منم دیگه نمیتونم..نظرت راجب کیمچی چیه؟ &هوم خوبه....ساعت ۸ شب=من و سونا همه چیز و آماده کرده بودیم و منتظر مهمونا بودیم که جونگ کوک با کت و شلوار اومده بود از پله ها پایین +سونا کت و شلوار چرا؟ مگه قراره جایی بره؟ &نمیدونم +ب بخشید مگه قرار نیست مهموناتون بیان؟ _خب؟(یه ابروشو میده بالا) +پس چرا کت و شلوار پوشیدین؟ _قراره بریم جای دیگه +ولی ما این همه چیز برای شماها اماده کردیم. _یادم نمیاد من گفته باشم...برگشتم خونه تمیز باشه و رفت &وات ؟من الان باید حرص بخورم یا چی ا٫ت؟؟؟؟؟بفرما دستمون نمک نداره اهههه +بیا خودمون بخوریم(پوکر)&ملومه که خودمون میخوریم پس چی اهه
ادامه دارد...
ادامه دارد...
- ۱۹۷
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط