منتظر تابستان بودم
منتظر تابستان بودم
با طعم گیلاس و زردآلو
با بوی آفتاب و کرختی و رخوت ظهرهایش
مثل همیشه بی موقع آمدی
آمدنت همه حساب و کتاب هایم را بهم ریخته
آمدنت طعم گس خرمالوهای پاییز را دارد
و دلهره تجدیدی های تابستان
اما باور کن
من
همین تابستان
فراموشت میکنم
با طعم گیلاس و زردآلو
با بوی آفتاب و کرختی و رخوت ظهرهایش
مثل همیشه بی موقع آمدی
آمدنت همه حساب و کتاب هایم را بهم ریخته
آمدنت طعم گس خرمالوهای پاییز را دارد
و دلهره تجدیدی های تابستان
اما باور کن
من
همین تابستان
فراموشت میکنم
- ۵۳۸
- ۰۷ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط