{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منتظر تابستان بودم

منتظر تابستان بودم
با طعم گیلاس و زردآلو
با بوی آفتاب و کرختی و رخوت ظهرهایش
مثل همیشه بی موقع آمدی
آمدنت همه حساب و کتاب هایم را بهم ریخته
آمدنت طعم گس خرمالوهای پاییز را دارد
و دلهره تجدیدی های تابستان
اما باور کن
من
همین تابستان
فراموشت میکنم
دیدگاه ها (۲)

و شکست هایت را خواهی پذیرفتسرت را بالا خواهی گرفت و با چشمها...

پاییز یهو میاد، تو یه روز، مثل بهار و بقیه..صبح زود بیدار می...

انبوهی از این بعدازظهرهای جمعه رابیاد دارم که در غروب آنهادر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط