ميخواستم جهانو عوض كنم ، فرصتم نشد
ميخواستم جهانو عوض كنم ، فرصتم نشد
راه هاي نرفتشو گَز كنم ، فرصتم نشد
ميخواستم جهاني بسازم از عشق و روشني
از ساختن اون كلي حض كنم ، فرصتم نشد
دويدن پي لقمه هاي نون ، فرصتم رو كشت
گذشتن ازين ترافيك خون ، فرصتم رو كشت
كلك زدن به خودكار قرمز وقتمو گرفت
نصيحتا و حرف اين و اون ، فرصتم رو كشت
دنيا همونه كه پيش از اين بوده
زخمي و خسته ، تاريك و كبود
من نتونستم عوضش كنم
برنده اونه ، بازنده منم
ميخواستم شبو چراغون كنم ، فرصتم نشد
خوشبختي رو سهل و آسون كنم ، فرستم نشد
ميخواستم كه صلح هميشگي شه تو جهان
هرجا كه ديواره داغون كنم ، فرصتم نشد
رد شدن از هفت خوان مجوز ، فرصتم رو كشت
شنيدن نه ، نميشه ، هرگز ، فرصتم رو كشت
زانو زدن به باريكه آبي ، دريامو گرفت
ترس عبور از خطاي قرمز فرصتم رو كشت
راه هاي نرفتشو گَز كنم ، فرصتم نشد
ميخواستم جهاني بسازم از عشق و روشني
از ساختن اون كلي حض كنم ، فرصتم نشد
دويدن پي لقمه هاي نون ، فرصتم رو كشت
گذشتن ازين ترافيك خون ، فرصتم رو كشت
كلك زدن به خودكار قرمز وقتمو گرفت
نصيحتا و حرف اين و اون ، فرصتم رو كشت
دنيا همونه كه پيش از اين بوده
زخمي و خسته ، تاريك و كبود
من نتونستم عوضش كنم
برنده اونه ، بازنده منم
ميخواستم شبو چراغون كنم ، فرصتم نشد
خوشبختي رو سهل و آسون كنم ، فرستم نشد
ميخواستم كه صلح هميشگي شه تو جهان
هرجا كه ديواره داغون كنم ، فرصتم نشد
رد شدن از هفت خوان مجوز ، فرصتم رو كشت
شنيدن نه ، نميشه ، هرگز ، فرصتم رو كشت
زانو زدن به باريكه آبي ، دريامو گرفت
ترس عبور از خطاي قرمز فرصتم رو كشت
- ۸۳۱
- ۰۵ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط