عمر دوباره
*** عمرِ دوباره ***
بنگر ای شعر, دلم عاشق و شیدایِ توشد
ساکنِ گلشنِ زیبا و سمن سایِ تو شد .
دل ربودی زِ کَفَم , لیک به پیرانه سری .
این هم از مرحمتِ خالقِ یکتایِ تو شد .
خیمه زد مرغِ همایون چو به بامِ تنِ من .
تار و پودم همگی , غرقه به دریایِ توشد
قلم و دفتر و شیرازه ی طبعم به یقین .
وامدار از ادب و آن یدِ بیضایِ توشد .
داده ای عمرِ دوباره به عظیم از رهِ عشق.
کاینچنین بر سرِ شوق آمدو برنای توشد.
+++++++++++++++++++++++++++++
شاعر= عبدالعظیم عربی از بندرامام
( سربندر) و بندرماهشهر.
بنگر ای شعر, دلم عاشق و شیدایِ توشد
ساکنِ گلشنِ زیبا و سمن سایِ تو شد .
دل ربودی زِ کَفَم , لیک به پیرانه سری .
این هم از مرحمتِ خالقِ یکتایِ تو شد .
خیمه زد مرغِ همایون چو به بامِ تنِ من .
تار و پودم همگی , غرقه به دریایِ توشد
قلم و دفتر و شیرازه ی طبعم به یقین .
وامدار از ادب و آن یدِ بیضایِ توشد .
داده ای عمرِ دوباره به عظیم از رهِ عشق.
کاینچنین بر سرِ شوق آمدو برنای توشد.
+++++++++++++++++++++++++++++
شاعر= عبدالعظیم عربی از بندرامام
( سربندر) و بندرماهشهر.
- ۱۱.۱k
- ۱۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط