{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بااااااز صدای بیصدااااااا

بااااااز صدای بیصدااااااا
مـث یه کوووه بلنــــد
مث یه خواب کوتااااااه
یه مرد بود یه مررررررد
شب با چشمای مخوووف
با پاهای خسته یه مرد بود یه مرد
سایش نمیموند هرگز پشت سرش
تنهـا بود و خسته یه مرد بود یه مرررد
دیدگاه ها (۸)

هرکے از ما بدش اومد رفت بعــد اومــدخخخخخ

قًًًبرسََََََــٌٌٌُـٌٌٌِـٌٌـٌٌتان عشقََِِـَــَـــٌٌٌـٌٌـٌ:او...

خیالت اروم تدریجـی میکشتمامـا خیالت رو ازم نگیرخیالت تموم دن...

☜☜بَـــضـــی وَقـــتا↓↑میـــدونی ↓↑یـــه⇜♪♬آهَــنـــگ♬♪•●بـا...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑹𝒂𝒊𝒏پارت ۱۰ : ( انبار شماره ۱۷ )ساعت ۷:۴۵ شب.هیونج...

p4تهیونگ به بیمارستان برگشت.جیمین جلوی در اتاقش منتظرش بود.=...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط