{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#درخواستی

#درخواستی
تولد جوپ بود و جوپ اعضا رو دعوت کرده بود و هی به اعضا نزدیک میشد و با اونا خیلی حرف میزد.

جوپ: واایییی اصلا فکر نمیکردم یه روزی انقدر معروف شید😏

چان: آره آره(خدایا اینو از رو زمین محوش کن😔)

چانگبین: آره هیونگ😅(خنده های الکی، پاشم بزنمش؟!💪🏻)

لینو: هوم(خیلی بی حوصله، زارت بابا خودت هیچی نیستی، برم با سونگمین نقشه قتل اینو بکشم👽)

هان: عجب!(واییییی کمک چقدر زر میزنههههه🤧)

فلیکس: آره ماهم😐(ای بابا باز شروع کرد، وایییییی برم برینم بهش دیگه گوشام درد میکنه انقدر زر زد😫)

هیونجین: منم فکر نمیکردم گیر تو بیُفتیم(بزار ریز ریز برینم بهش اشکش در نیاد😏)

سونگمین: اها آره😒(تو مغزم نقشه های قتل قشنگی میاد🎀🔪)

جونگین:........(این بچه چیزی نگفت فقط...... نگاه های تاسف بار برای جوپ👀)

ببخشید چرت شد. خیلی سم نشد ایده زیاد نداشتم ببخشید😔
دیدگاه ها (۶)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

پارت ۱۱

باح باح اسم یافتم اولین دفاع ۴

intertwined fate of two enemies-part 6

پارت ۵- خب همه چی اوکیه + واو ...چرا اینجا دو خوابه هست ؟- ر...

سناریو در خواستیییی چیفویو

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

free from the court (p5)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط