#درخواستی
#درخواستی
تولد جوپ بود و جوپ اعضا رو دعوت کرده بود و هی به اعضا نزدیک میشد و با اونا خیلی حرف میزد.
جوپ: واایییی اصلا فکر نمیکردم یه روزی انقدر معروف شید😏
چان: آره آره(خدایا اینو از رو زمین محوش کن😔)
چانگبین: آره هیونگ😅(خنده های الکی، پاشم بزنمش؟!💪🏻)
لینو: هوم(خیلی بی حوصله، زارت بابا خودت هیچی نیستی، برم با سونگمین نقشه قتل اینو بکشم👽)
هان: عجب!(واییییی کمک چقدر زر میزنههههه🤧)
فلیکس: آره ماهم😐(ای بابا باز شروع کرد، وایییییی برم برینم بهش دیگه گوشام درد میکنه انقدر زر زد😫)
هیونجین: منم فکر نمیکردم گیر تو بیُفتیم(بزار ریز ریز برینم بهش اشکش در نیاد😏)
سونگمین: اها آره😒(تو مغزم نقشه های قتل قشنگی میاد🎀🔪)
جونگین:........(این بچه چیزی نگفت فقط...... نگاه های تاسف بار برای جوپ👀)
ببخشید چرت شد. خیلی سم نشد ایده زیاد نداشتم ببخشید😔
تولد جوپ بود و جوپ اعضا رو دعوت کرده بود و هی به اعضا نزدیک میشد و با اونا خیلی حرف میزد.
جوپ: واایییی اصلا فکر نمیکردم یه روزی انقدر معروف شید😏
چان: آره آره(خدایا اینو از رو زمین محوش کن😔)
چانگبین: آره هیونگ😅(خنده های الکی، پاشم بزنمش؟!💪🏻)
لینو: هوم(خیلی بی حوصله، زارت بابا خودت هیچی نیستی، برم با سونگمین نقشه قتل اینو بکشم👽)
هان: عجب!(واییییی کمک چقدر زر میزنههههه🤧)
فلیکس: آره ماهم😐(ای بابا باز شروع کرد، وایییییی برم برینم بهش دیگه گوشام درد میکنه انقدر زر زد😫)
هیونجین: منم فکر نمیکردم گیر تو بیُفتیم(بزار ریز ریز برینم بهش اشکش در نیاد😏)
سونگمین: اها آره😒(تو مغزم نقشه های قتل قشنگی میاد🎀🔪)
جونگین:........(این بچه چیزی نگفت فقط...... نگاه های تاسف بار برای جوپ👀)
ببخشید چرت شد. خیلی سم نشد ایده زیاد نداشتم ببخشید😔
- ۵۰۲
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط