fake kook
fake kook
part*⁴²
صبح
بلند شدم اماده کردم یه لباس خوشگلی پوشیدم
سریع رفتم بیرون
م: ا.ت داری میری
ا.ت: اره دیگه دیرم میشه
م: خب بیا یه چیزی بخور
ا.ت: نه ممنون
م: بیا دیگه ا.ت نمیشه که گرسنه بری
ا.ت: اونجا یه چیزی میخورم
م: باشه عزیزم
ا.ت: خدافظ
م: خدافظ
رفتم بیرون درو باز کردم جونگکوک منتظر بود بغلش کردم اونم بغلم کرد
کوک: خب بریم
ا.ت: اره
کوک: چیزی خوردی
ا.ت: نه
کوک: خوشتیپ شدی
ا.ت: واقعا
کوک: حواست باشه ندزدنت😉
ا.ت: 😂کسی منو نمیدزده
کوک: تو حواست باشه
ا.ت: حواسم هست
کوک: چیزی خوردی
ا.ت: نه
کوک: بریم صبحونه بخوریم
ا.ت: دیر میشه
کوک:وقتی با منی دیر نمیشه
ا.ت: برای تو بد نمیشه
کوک: نه ا.ت من هروقت دلم خواست میتونم برم
ا.ت: واقعا
کوک: اره حالا بریم صبحونه بخوریم
ا.ت: باشه بریم
#کوک
#فیک
#سناریو
part*⁴²
صبح
بلند شدم اماده کردم یه لباس خوشگلی پوشیدم
سریع رفتم بیرون
م: ا.ت داری میری
ا.ت: اره دیگه دیرم میشه
م: خب بیا یه چیزی بخور
ا.ت: نه ممنون
م: بیا دیگه ا.ت نمیشه که گرسنه بری
ا.ت: اونجا یه چیزی میخورم
م: باشه عزیزم
ا.ت: خدافظ
م: خدافظ
رفتم بیرون درو باز کردم جونگکوک منتظر بود بغلش کردم اونم بغلم کرد
کوک: خب بریم
ا.ت: اره
کوک: چیزی خوردی
ا.ت: نه
کوک: خوشتیپ شدی
ا.ت: واقعا
کوک: حواست باشه ندزدنت😉
ا.ت: 😂کسی منو نمیدزده
کوک: تو حواست باشه
ا.ت: حواسم هست
کوک: چیزی خوردی
ا.ت: نه
کوک: بریم صبحونه بخوریم
ا.ت: دیر میشه
کوک:وقتی با منی دیر نمیشه
ا.ت: برای تو بد نمیشه
کوک: نه ا.ت من هروقت دلم خواست میتونم برم
ا.ت: واقعا
کوک: اره حالا بریم صبحونه بخوریم
ا.ت: باشه بریم
#کوک
#فیک
#سناریو
- ۲۰.۵k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط