{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثلأ من

مثلأ من
مثل دختران فیلم های ایران قدیم
همیشه موهایم را میبافم
سرمه میکشم
کمی سرخاب به لب هایم
میزنم...
و چادر گلی به سر
از کوچه ی شما رد میشوم...
مثلأ تو
مثل مردهای آن دوران
سر کوچه ایستاده ای
زنجیر بلندی را در هوا میچرخانی..
مرا برای چندمین بار میبینی
عاشقم میشوی
کلاهت را روی سرت صاف میکنی
چند قدم جلو می آیی...
اما حرفی نمیزنی.!
مثلأ من
میروم و پشت سرم را نگاه نمیکنم...
تو همچنان ایستاده ای
و به رفتنم نگاه میکنی!
بعد از مدتی
برای همیشه از آن محل میرویم..!
مثلأ تو
مثل حالا
برای پیدا کردنم
تلاشی نمیکنی...
عاشقم نیستی...
دلتنگم نمیشوی...
و من
هر روز
منتظرم تا بیایی
پیدایم کنی
همه چیز را بگویی
همه چیز را..
دیدگاه ها (۳)

به جهنم که نیستیمگر این همه آدم که با همند چه غلطی می کنندمن...

حالم را نپرساز من!تا حال خوبمسافت زیادی باقی‌ستبرسمخبر می‌ده...

تو را آرزو نخواهم کردتو را وقتی خواهم پذیرفتکهبا دل خودت بیا...

چه شد در من؟!نمیدانم فقط دیدم پریشانمفقط یک لحظه فهمیدم کهخی...

PART:5°°°°°°°°°°«دیدار اول»درِ آسانسور با صدایی کوتاه باز شد...

صورتم را روی کفشهایش گذاشتم و گفتم پریسا حان تو را خدا بس کن...

سلاممم به همگی به این پارت حس خوبی دارم اگه خوندیدن نظرتون ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط