{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صورتم را روی کفشهایش گذاشتم و گفتم پریسا حان تو را خدا بس

صورتم را روی کفشهایش گذاشتم و گفتم پریسا حان تو را خدا بس کن به خدا تاقت ندارم ناراحتیت را ببینم .
ان شوک را با شوکی باید جبران میکردم
لطافت انگشتان یاسی پریسا را در میان موهایم حس کردم گفت سیاوش این چه کاریه ؟ گفتم پریسا تاقت ندارم ناراحتیت را ببینم غلط کردم ... تو را خدا بخند ...
سرم را بلند کرد . کاملا  شوکه شده بود نمیدانست از من بگوید یا ازین درد ... فقط به یک‌جمله اکتفا کرد .
جرا به من تهمت زد ؟؟
میدانستم حرف زدن برای پریسا مشکل است . در میان حس های متضاد غم و شادی و امید و خشم ان روز
غرق لذت هم  بودم که به ارزویم رسیده بودم و توانسته بودم کفشهای پریسا را ببوسم ... هنوز لطافت انگشتانش را درمیان موهایم دارم ... گفتم  بهتون تبریک میگم این از هنر شماست باید به خودت افتخار کنی ...
البته میدونم این تهمت میتونست مسیر زندگی شما  تغییر بده ؟
پریسا  با تعجب نگاهم کرد و‌گفت مسخرم میکنی با این تبریک ؟ باز هم گفتم پریسا جان خیلی قدرت داری که تونستی یک نفر را چنان دیوانه کنی که برای داشتنت دست به چنین کار احمقانه ای بزند ... خواسته با این حرف تو را در انزوا نگهدارد ...
خجالت کشیدم به پریسا یگویم .  خوب فهمیده بودند تورا می پرستم و خواستند این رابطه را برای همیشه تمام کنند

شکر کن که به موقع فهمیده ای من به همه میگویم که ازدواح نکردی  و دوست پسر نداری و اهل پارتی نیستی و  این حرفها دروغ است ... نباید خودت را ناراحت کنی ..شما با این‌توانایی هایی که دارید   براحتی میتوانید هر مانعی را از سر راه بردارید  وقتی مشکلی بوحود می آید
افراد شکست خورده و ضعیف انرژی و وقت  خود را صرف این سوال میکنند مرتب ار خودشان می پرسند چرا این مشکل بوجود امد ولی افراد توانمند ولی افراد موفق از خودشان می پرسند چگونه می توانم این مشکل را حل کنم ؟؟؟
دوباره لبخند را بر  روی گلبرگ های الاله پریسادیدم
که پرسبد فکر میکنی من خیلی قوی هستم ؟
گفتم نامبروان  هستی پرفکت ژیوست  من به شما اعتماد دارم  __چقدر لذت می بردم از صحبت با پریسا همانطور که توقع داشتم مقهور حرف من نشد وپرسید  به چه دلیلی فکر میکنی من قوی و توانمندم ؟ گفتم صداقت سکوت و قدرت تجزیه تحلیل .. از شجاعت و قدرت شما سرچشمه دارد  .

باورم نمیشد  احازه پیدا کرده بودم در چشمان پریسا نکاه کنم و با پریسا از پریسل بگویم  ...

برای من زیباترین مناجات بود و روز استجابت دعا
 
باپریسا از پریسا گفتن سعادتی بود که مدتها با اشک چشم از  خدا خواسته بودم این جمله روی دفترم نوشتم
**امروز خدا به من لیاقت داد تا در چشمان پریسا نگاه کنم و با پریسا از پریسا بگویم **
برای پریسا  گفتم که ...
دیدگاه ها (۲)

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

شلاق عشق نویسنده مرتضی متقیان

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

نمیتوانم به تو تکیه کنم مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط