{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این باد سرکش نزدیک بهار را

این باد سرکش نزدیک بهار را
چقدر زیاد دوست دارم!
انگار آمده هرچی غصه و اندوه سر راهش
هست بشوید و بر دارد ببرد، انقدر که عمیق
و قشنگ هوهو می‌کند و صاف می‌نشیند
وسط جان آدم دلم می‌خواهد بزنم بیرون تا
بادبهار،محکم بغلم کند و تکانم بدهد و بیدار
شوم،چشم که باز کردم وسط یک مزرعه‌ی
آفتاب‌گردان باشم،که آفتاب بکوبد توی صورتم
و از کنار دستم صدای بُلوپ بلوپِ آب‌های
خروشان چشمه به گوش برسد،باد،چمن‌های
بلند اطراف و سنبل‌های وحشی و شکوفه‌های
سیب را برقصاند و آن‌طرف‌تر بچه‌های کوچکی
عمیقا شیطنت کنند.
دلم می‌خواهد سوار بادهای بهار شوم و با
آنها بروم تا سرزمین‌های دور
دلم می‌خواهد پنجره را باز کنم و باد را دعوت
کنم به خانه‌ام،با او چای بنوشم و از او بپرسم
بعد از این بهار،همه‌چیز درست میشود یعنی؟🌱

#نرگس_صرافیان
دیدگاه ها (۳)

هر سالی که می‌گذرد تکه‌ای از ما در آن سال جا می‌ماند.تو را ن...

همہ از بوے بهار و دلمـ از یادِ تو مست تارِ مویِ تو مے ارزد ب...

ببین ما هنوز پاهامونو از لبه‌ی پشت‌بوم آویزون نکردیم، دراز ن...

بنظرم آدم، بی‌دلیل به کسی فکر نمی‌کنه... بی‌دلیل کسی رو دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط