{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ایستگاه اتوبوس کنار یه دختره بودم بهش گفتم ببخشید خانو

تو ایستگاه اتوبوس کنار یه دختره بودم بهش گفتم ببخشید خانوم
گفت: دردو ببخشید ، زهرمارو ببخشید
آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه
منم هیچی نگفتم







وقتی بلند شد بره با مخ اومد تو زمین
خدا شاهده فقط می خواستم بگم بند کفشش بازه
دیدگاه ها (۴)

دور از این جهان....‎قسم به جان تو، دل و جان سوخته امچشم به د...

چکار کند درخت وقتی دلش برای پرنده ای که ناگه...

نامه نگاری محترمانه بین ادارات دولتی

قرار داد پارت 1☆[ ویو یوری ] صبح با صدای الارم گوشیم بیدار ش...

mafia family

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط