تو ایستگاه اتوبوس کنار یه دختره بودم بهش گفتم ببخشید خانو
تو ایستگاه اتوبوس کنار یه دختره بودم بهش گفتم ببخشید خانوم
گفت: دردو ببخشید ، زهرمارو ببخشید
آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه
منم هیچی نگفتم
وقتی بلند شد بره با مخ اومد تو زمین
خدا شاهده فقط می خواستم بگم بند کفشش بازه
گفت: دردو ببخشید ، زهرمارو ببخشید
آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه
منم هیچی نگفتم
وقتی بلند شد بره با مخ اومد تو زمین
خدا شاهده فقط می خواستم بگم بند کفشش بازه
- ۴.۴k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط