پارت ۱
پارت ۱
شروع :
بچها یک نکته ( کسی جز ات و خانم چن نمیدونه که ونوم تو بدن ات زندگی میکنه ونوم وقتی تو بدن ات هست هیچ دست پایی نمیار بیرون حرف میزنه فقط ات میشنوه اگه ات بگه ماسک جاش ونوم عوض میشه میتونه از بدن ات دست پاش در بیاره)
ات : سلام رفیق
ونوم : سلام رفیقم
ونوم از کمر ات صورتش و دست پاشو در اورد بیرون
ونوم: بریم صبحونه بپزیم قول امشبم یادت نره
ات: چشم امشب مری آدم بد میخوری
باهم صبحونه درست میکردن
ونوم : لا لا لا لا لا لا لا
ات بیا غذا بخوریم بریم بیرون
ونوم : آره رفیق خودشه
صبحونه خوردن اومدن بیرون ونوم برگشت تو بدن ات
ونوم :ات
ات: جانم
ونوم : بریم سوپری خانم چن برام شکلات بخر
ات: بریم
ات وارد سوپری خانم چن شد
ات: سلام خانم چن
خانم چن: سلام ات سلام ونوم
ونوم دستش از کمر سلین در اورد دست تکون داد
ونوم : سلام خانم چن
ات: ونوم چند تا شکلات میخوای
ونوم : ۶ تا
ات: باشه
ات: بفرمایید کارتم حساب کنید
خانم چن: بیا کارتت این دفعه مهمون من
ات: نیاز نیست
خانم چن: حالا ایندفعه باشه
تهیونگ: سلام خانم
خانم چن : سلام
ات: خب خانم چن من دیگه میرم
تهیونگ سرش برگردند سمت ات
تهیونگ رفت خونه
تهیونگ: بچهها بچهها بگین امروز کیو دیدم
نامجون : کیو دیدی
تهیونگ: ات
جین : شوخی میکنی دیگه من دلم میخواد تو اولین فرصتی که دیدمش ازش عذرخواهی کنم
همه اعضا : ماهم
تهیونگ گفت نظرتون چیه بریم از اون خانم سوپری بپرسیم آدرس خونش کجاست
شوگا: تو چقدر خنگی نظرتون چیه به کافه دعوتش کنیم
پایان پارت ۱
شروع :
بچها یک نکته ( کسی جز ات و خانم چن نمیدونه که ونوم تو بدن ات زندگی میکنه ونوم وقتی تو بدن ات هست هیچ دست پایی نمیار بیرون حرف میزنه فقط ات میشنوه اگه ات بگه ماسک جاش ونوم عوض میشه میتونه از بدن ات دست پاش در بیاره)
ات : سلام رفیق
ونوم : سلام رفیقم
ونوم از کمر ات صورتش و دست پاشو در اورد بیرون
ونوم: بریم صبحونه بپزیم قول امشبم یادت نره
ات: چشم امشب مری آدم بد میخوری
باهم صبحونه درست میکردن
ونوم : لا لا لا لا لا لا لا
ات بیا غذا بخوریم بریم بیرون
ونوم : آره رفیق خودشه
صبحونه خوردن اومدن بیرون ونوم برگشت تو بدن ات
ونوم :ات
ات: جانم
ونوم : بریم سوپری خانم چن برام شکلات بخر
ات: بریم
ات وارد سوپری خانم چن شد
ات: سلام خانم چن
خانم چن: سلام ات سلام ونوم
ونوم دستش از کمر سلین در اورد دست تکون داد
ونوم : سلام خانم چن
ات: ونوم چند تا شکلات میخوای
ونوم : ۶ تا
ات: باشه
ات: بفرمایید کارتم حساب کنید
خانم چن: بیا کارتت این دفعه مهمون من
ات: نیاز نیست
خانم چن: حالا ایندفعه باشه
تهیونگ: سلام خانم
خانم چن : سلام
ات: خب خانم چن من دیگه میرم
تهیونگ سرش برگردند سمت ات
تهیونگ رفت خونه
تهیونگ: بچهها بچهها بگین امروز کیو دیدم
نامجون : کیو دیدی
تهیونگ: ات
جین : شوخی میکنی دیگه من دلم میخواد تو اولین فرصتی که دیدمش ازش عذرخواهی کنم
همه اعضا : ماهم
تهیونگ گفت نظرتون چیه بریم از اون خانم سوپری بپرسیم آدرس خونش کجاست
شوگا: تو چقدر خنگی نظرتون چیه به کافه دعوتش کنیم
پایان پارت ۱
- ۲۴۵
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط