پارت ۲
پارت ۲
شرع:
جونکوک: راست میگه زنگ بزنین بهش کسی هنوز شمارش داره
تهیونگ: گوشیش عوض کرد بود من میرم سوپری ازش بپرسم
تهیونگ وارد سوپری شد
تهیونگ: سلام خانم
خانم چن: بفرمایید چی نیاز دارید
تهیونگ: ببخشید شماره کیم ات رو دارید
خانم چن : بله آقا اما نمیتونم شماره یکی دیگر به غریبه ها بدم
تهیونگ: من دوستشم یک مدت آمریکا بودم وقتی من نبودم گوشیش عوض کرد( دورغ)
خانم چن: اها بفرمایید.........
تهیونگ: مرسی
تهیونگ برگشت خونه
تهیونگ: بچه ها شمارش گرفتم
جیهوپ :خب زنگ بزن
تهیونگ رو گوشی ات زنگ زد
ویو ات
ونوم : ات گوشیت داره زنگ میخوره
ات: کیه
ونوم : شمارست
ات جواب داد
ات: بله بفرمایید
تهیونگ: با کیم ات تماس گرفتم
ات: بله خودمم شما
تهیونگ: من کیم تهیونگ ازبی تی اس هستم
ونوم : خب به راست ترین نقطه چپ ات
ات : نمیشد به راست ترین نقطه چپ تو باشه
ات : خوب بفرمایید چیکار دارید من دارم اشپزی میکنم
ونوم: دورغ میگه
ات: ساکت
تهیونگ: خب میتونم به کافه دعوت کنم
ات: چرا باید این کارو بکنی
تهیونگ: خب کاری دارم
ات: من باهاتون کاری ندارم خداحافظ
تهیونگ: دیدم این روش جواب نمیده
ویو ات
ونوم : ات این یارو میشناسی
ات: ...... براش تعریف میکنه
ونوم: چی بعد این ازم مخفی کردی
ات: ببخشید
رو گوشی ات پیام اومد
تهیونگ. لطفا کارمون ضروری ساعت ۵ عصر تو کافه تریا
ات. باشه
پایان پارت ۲
شرع:
جونکوک: راست میگه زنگ بزنین بهش کسی هنوز شمارش داره
تهیونگ: گوشیش عوض کرد بود من میرم سوپری ازش بپرسم
تهیونگ وارد سوپری شد
تهیونگ: سلام خانم
خانم چن: بفرمایید چی نیاز دارید
تهیونگ: ببخشید شماره کیم ات رو دارید
خانم چن : بله آقا اما نمیتونم شماره یکی دیگر به غریبه ها بدم
تهیونگ: من دوستشم یک مدت آمریکا بودم وقتی من نبودم گوشیش عوض کرد( دورغ)
خانم چن: اها بفرمایید.........
تهیونگ: مرسی
تهیونگ برگشت خونه
تهیونگ: بچه ها شمارش گرفتم
جیهوپ :خب زنگ بزن
تهیونگ رو گوشی ات زنگ زد
ویو ات
ونوم : ات گوشیت داره زنگ میخوره
ات: کیه
ونوم : شمارست
ات جواب داد
ات: بله بفرمایید
تهیونگ: با کیم ات تماس گرفتم
ات: بله خودمم شما
تهیونگ: من کیم تهیونگ ازبی تی اس هستم
ونوم : خب به راست ترین نقطه چپ ات
ات : نمیشد به راست ترین نقطه چپ تو باشه
ات : خوب بفرمایید چیکار دارید من دارم اشپزی میکنم
ونوم: دورغ میگه
ات: ساکت
تهیونگ: خب میتونم به کافه دعوت کنم
ات: چرا باید این کارو بکنی
تهیونگ: خب کاری دارم
ات: من باهاتون کاری ندارم خداحافظ
تهیونگ: دیدم این روش جواب نمیده
ویو ات
ونوم : ات این یارو میشناسی
ات: ...... براش تعریف میکنه
ونوم: چی بعد این ازم مخفی کردی
ات: ببخشید
رو گوشی ات پیام اومد
تهیونگ. لطفا کارمون ضروری ساعت ۵ عصر تو کافه تریا
ات. باشه
پایان پارت ۲
- ۳۳۴
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط