{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فتی چشم رو

ڪَفتی ڪہ چشــم روے
هـم بـڪَذارے
بــرمی ڪَـردم

مقصــر "تــو" نـیستی
از روزے ڪہ رفـــتہ ایی

هنــوز چشــم بـر هـم
نڪَذاشـتہ
دیدگاه ها (۱)

درڪوچه بازار دلم امشب حراج عاشقی ست....آتش زدم بر مال خویش ش...

داغ را شمع بر افروخته می داند و منآنکه یک عمر دلش سوخته می د...

از درد ترڪ خورده و از زخم ڪبودیمڪوهیم و تمــاشــاگر رقصیــدن...

‏رفـــــــــتن آدابــــــی داره، کمــــــترینش خــــداحافــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط