پارت
/پارت ۴
کلود : گفتم چی میخوای
رزت : م... من.. من گم شدم فکر اینجا اتاق منه
کلود : آها فکر کردم یه دزد اومده خواستم اینبار تیکه تیکه اش کنم
* ترسم بیشتر شد *
کلود : بشین رو صندلی
رزت : چ... چشم
* نشستم نمیدونم میخواد چیکار کنه *
کلود : بهت یاد ندادن وقتی کار اشتباهی انجام دادی چجوری عذر خواهی کنی؟
رزت : نه
کلود : از وقتی که اینجا اومدی چه چیزی بهت یاد دادن ؟
رزت : چیزی یاد ندادن
کلود : خوندن نوشتن بلدی؟
رزت : اگه کلمات زیاد سخت نباشن میتونم بخونم و بنویسم
کلود: فقط همین؟
*این وضعیت خیلی وحشتناکه *
رزت : حافظه ی خوبی دارم
* چشمام کم کم بسته شد *
کلود : گفتم چی میخوای
رزت : م... من.. من گم شدم فکر اینجا اتاق منه
کلود : آها فکر کردم یه دزد اومده خواستم اینبار تیکه تیکه اش کنم
* ترسم بیشتر شد *
کلود : بشین رو صندلی
رزت : چ... چشم
* نشستم نمیدونم میخواد چیکار کنه *
کلود : بهت یاد ندادن وقتی کار اشتباهی انجام دادی چجوری عذر خواهی کنی؟
رزت : نه
کلود : از وقتی که اینجا اومدی چه چیزی بهت یاد دادن ؟
رزت : چیزی یاد ندادن
کلود : خوندن نوشتن بلدی؟
رزت : اگه کلمات زیاد سخت نباشن میتونم بخونم و بنویسم
کلود: فقط همین؟
*این وضعیت خیلی وحشتناکه *
رزت : حافظه ی خوبی دارم
* چشمام کم کم بسته شد *
- ۵۹۶
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط