{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

/پارت ۴

کلود : گفتم چی میخوای

رزت : م... من.. من گم شدم فکر اینجا اتاق منه

کلود : آها فکر کردم یه دزد اومده خواستم اینبار تیکه تیکه اش کنم

* ترسم بیشتر شد *

کلود : بشین رو صندلی

رزت : چ... چشم

* نشستم نمیدونم میخواد چیکار کنه *

کلود : بهت یاد ندادن وقتی کار اشتباهی انجام دادی چجوری عذر خواهی کنی؟

رزت : نه


کلود : از وقتی که اینجا اومدی چه چیزی بهت یاد دادن ؟

رزت : چیزی یاد ندادن


کلود : خوندن نوشتن بلدی؟

رزت : اگه کلمات زیاد سخت نباشن میتونم بخونم و بنویسم

کلود: فقط همین؟

*این وضعیت خیلی وحشتناکه *

رزت : حافظه ی خوبی دارم


* چشمام کم کم بسته شد *
دیدگاه ها (۴)

پارت ۵ / از دید دوک /* خواستم یه سوال دیگه ازش بپرسم دیدم که...

پارت ۶ /رزت : من برادر دارم؟ فیونا : درسته، ارباب کالیکس، ار...

پارت ۳ *نمیدونم اینجا کجای قصره ... ایکاش به حرف فیونا گوش م...

پارت ۲ *... زبونم بند اومد.... من فکر کردم مرده *کلود : فیون...

سناریو بی تی اس بگین من بنویسم اولیش رو خودم میگم ″وقتی امدی...

قشنگ ترین اشتباه پارت ⁴²سرمو عقب تر بردم و با صدای گرفته گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط