{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عکس نوشته ای از زبان تو

عکس نوشته ای از زبان تو

میدانم که خسته ای..
درک میکنم که باید آرامت کنم...
درست مثل همان وقت هایی که خسته بودم تو آرامم کردی...
نفسم,نوبتی هم باشد نوبت من است..که به دوش بکشم,تمامی اضطراب هایت را,,با تمام وجود,از دل و جان به دیدن منت,میخرم تمام دلنگرانی هایت,را ترس هایت را..
و از تو ممنونم که اجازه میدهی,,,قسمت کنیم این لحظه های سخت را...
قربونت برم.زندگیم.
دیدگاه ها (۲)

عکس نوشته ای از زبان تومیدانم که خسته ای..درک میکنم که باید ...

من بدون تو کلمه ای صامت ام...گنگ و مبهم...تو اعراب میدهی به ...

خدایا...سلام...خوبی...خدایا ببین..هرچی میخواد امتحانتت طول ب...

پایان شبه سیه سپید است...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت پـانـزدهـم بیسـت ج...

تورو میخواهم برای همی عمرم عشق دلم

عامممم...خب هدفم از گزاشتن پست این بود که راجب احساساتم حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط