عکس نوشته ای از زبان تو
عکس نوشته ای از زبان تو
میدانم که خسته ای..
درک میکنم که باید آرامت کنم...
درست مثل همان وقت هایی که خسته بودم تو آرامم کردی...
نفسم,نوبتی هم باشد نوبت من است..که به دوش بکشم,تمامی اضطراب هایت را,,با تمام وجود,از دل و جان به دیدن منت,میخرم تمام دلنگرانی هایت,را ترس هایت را..
و از تو ممنونم که اجازه میدهی,,,قسمت کنیم این لحظه های سخت را...
قربونت برم.زندگیم.
میدانم که خسته ای..
درک میکنم که باید آرامت کنم...
درست مثل همان وقت هایی که خسته بودم تو آرامم کردی...
نفسم,نوبتی هم باشد نوبت من است..که به دوش بکشم,تمامی اضطراب هایت را,,با تمام وجود,از دل و جان به دیدن منت,میخرم تمام دلنگرانی هایت,را ترس هایت را..
و از تو ممنونم که اجازه میدهی,,,قسمت کنیم این لحظه های سخت را...
قربونت برم.زندگیم.
- ۸۳۱
- ۰۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط