نه به دل فروغ صبرینه به سر هوای خوابی
نه به دل فروغ صبری،نه به سر هوای خوابی
نه شبم شده ست روشن،به طلوع ماهتابی
چه مراست حاصل از تو؟بجز از غم و ندامت
برو قلب خسته ام را،مده بیش ازاین عذابی
تو نه عاشقانه ماندی، و نه می روی ز پیشم
به ردای قامت من، بخدا نمانده تابی!
ز چه می دهی عذابم؟چه گناه کردم آخر؟
که نداشتی تو هرگز،به سوال من جوابی
دل من دل غمینم،ز سر عشق او بدر کن
که نه"دوستت ندارد" تو ولی هنوز خوابی!
نه شبم شده ست روشن،به طلوع ماهتابی
چه مراست حاصل از تو؟بجز از غم و ندامت
برو قلب خسته ام را،مده بیش ازاین عذابی
تو نه عاشقانه ماندی، و نه می روی ز پیشم
به ردای قامت من، بخدا نمانده تابی!
ز چه می دهی عذابم؟چه گناه کردم آخر؟
که نداشتی تو هرگز،به سوال من جوابی
دل من دل غمینم،ز سر عشق او بدر کن
که نه"دوستت ندارد" تو ولی هنوز خوابی!
- ۹۱۸
- ۱۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط