{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتی از چشمم و دل محو تماشاست هنوز

رفتی از چشــمم و دل محو تماشاست هنوز

عکـــس روی تو در این آینـــه پیــداست هنوز

هر که در سینه دلی داشت به دلـــداری داد

دل نفرین شده ی ماست که تنهاسـت هنوز

در دلم عشق تو چون شمع به خلوتــگه راز

در سرم شور تو چون باده به میناست هنوز

گر چه امـــروز مـــن آیینـه ی فردای منست

دل دیــوانه در اندیشــه ی فـــرداست هنوز

عشق آمد به دل و شــــور قیامت برخاست

زندگی طی شد و این معرکه برپاست هنوز

لـب فرو بستـــــه ام از شـــرم و زبان نگهم

پیــش چشمان سخنگوی تو گویاست هنوز
دیدگاه ها (۱۲)

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

بابای خوب من بازم اومد روزتلخ رفتنت روزی که چشمان نازت رو بس...

نه به دل فروغ صبری،نه به سر هوای خوابی نه شبم شده ست روشن،به...

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنیدهمه را مســــت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط