{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی ، شاید ،

زندگی ، شاید ،
شعرِ پدرم بود که خواند

چایِ مادر که مرا گرم نمود
نانِ خواهر که به ماهی ها داد

زندگی ، شاید ،
لبخندیست که دریغش کردیم !

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۲)

وقتی‌ دلت مثل من ترک برداشتدیگر آمدن یا رفتنبودن یا نبودنهیچ...

ﺧﻮﺑﻢ...ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ.ﺍﺷﮑﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﻡ.ﻏﺼﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ.ﻧﺒﻮﺩﻧﻬ...

دری را اگر قفــل دیدینه بتــرس نه نا امیــــد باشاگر قرار بو...

به عالم هرکه رابینم زدل دردوغمی دارهزدست غم منال ای دلکه غم ...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

نقطه ی آرامش

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط