چون کوهی گریه میکند و رود میشود

چون کوهی گریه میکند و رود میشود
عشقی که در مرام تو مردود میشود
این یک حقیقت است که دنیا برای من
تنها به خاطره های تو محدود میشود
اینجا تمام فلسفه (هست) های هست
کم کم دچار سفسطه ی (بود) میشود
سیگار عمر من چه غریبانه گذشت روزها
در پنجه های حسرت خاکسترم دود میشود
وقتی هدف توهستی همه ی جاده های شهر
با سنگهای اندوه و فاصله مسدود میشود
با قصد صید بر لب دریاچه از ما میروی
شک نکن ً به پایت آب، گل آلود میشود

/ سعید
دیدگاه ها (۲)

بهار، کوچه ، شقایق، درخت، آینه ، آبقلم، هوای تو، دفترچه، چای...

بهم گفتی مدارا کن بااین حالی که من داشتم بهت گفتم خیالی نیست...

دست‌هایت روسری را از وسط تا می‌کنداین مثلث در مربع سخت غوغا ...

حاکمی بود که به سرودن شعر علاقه وافری داشت اما در این کار هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط