{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادته یه روز با هم میرفتیم....

یادته یه روز با هم میرفتیم....

رسیدیم به چند تا پله....

گفتی : میتونی از پله ها بپری....

گفتم : نه میترسم....

بهم گفتی: بپر....

نمیزارم زمین بخوری....

من پریدم و رسیدم به خودت....

اما....

تو خودتو کنار کشیدی....

گفتم : چرا خودتو کشیدی کنار....

گفتی : میخواستم ترست بریزه....

گفتم : من بخاطر تو پریدم....

ولی....

تو خندیدی و رفتی....

از اون موقع به بعد....

دیگه از همه چی میترسم.....
دیدگاه ها (۱۳)

هیچ چیزی از تو نمی خواستم, عشق من.....! فقط می خواستم , د...

ورود امام زمان ممنوع!!!شوخی نبودکه،شب عروسی بود!!همان شبی که...

"شام آخر"*صحنه ی قبل از مرگ*وقت شام بود...شام را آوردی...وای...

مـی شـود تـا دوبـاره بـنـویـسـی بـنـدبـنـد ِ شـکـسـتـه ی مـن...

درخواستی

سناریو درخواستی (اینبار شخصیت های گریفیندور هم هستن )موضوع :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط