{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا كاشته بودند،

مرا كاشته بودند،
كاشته بودندم تا با خورشيدهای عجول
احاطه ام كنند،
تو آمدی، و چنان نرم مرا چيدی
كه رفتارِ نسيم را
در دست تو حس كردم .

#بیژن_الهی

.
دیدگاه ها (۰)

هر آدمی که باهاش رو به رو میشیم‏مشغول جنگیدن تو نبردیِ کهما ...

صبور باشید، چیزهای بزرگ زمان میبرند، امپراطوری ها در یک روز ...

تغزّل بسازی اگر با دو چشمتشود کعبه‌ی اهل دنیا دو چشمتمرا از ...

اسم رمان 《 چشمهای بی انتها 》پارت ۴ليويا : نگاهش کردم و از پش...

و عمر، شیشه‌ی عطر است! پس نمی ماندپرنده تا به ابد در قفس نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط