ادامه پارت عاشق روانی
ادامه پارت ۱۵ عاشق روانی
کوک: ا/ت عشقم چیشده؟؟ . با نگرانی و عجله
کوک : بمیرم برات من
(ویو نویسنده)
ا/ت خیلی درد داشت و کوک هرچی ازش میپرسید نتونست جواب بده و کوک
هر لحظه بیشتر استرس میگرفت و هول میشد
که لباسای ا/ت و در آورد و شروع کرد به ماساژ دادن
ا/ت : آههه . از درد
(ویو کوک)
اولش درد داشت و گریه میکرد ولی بعد با ماساژام آروم تر شد و خوابش برد
اشکای روی صورتش و پاک کردم و ماساژش میدادم بعد چند دقیقه سرم و روی شکمش گذاشتم و چشمام و بستم و فکر میکردم که خوابم برد با نوازش های کسی از خواب بیدار شدم سرم و بلند کردم
کوک : بیب حالت خوبه؟؟ درد داری؟؟
ا/ت : آروم باش قشنگم حالم خوبه ممنون که ماساژم دادی
کوک : خواهش میکنم خرگوشکم
(ویو ا/ت)
بلند شدم و رفتم سمت کوک.....
کوک: ا/ت عشقم چیشده؟؟ . با نگرانی و عجله
کوک : بمیرم برات من
(ویو نویسنده)
ا/ت خیلی درد داشت و کوک هرچی ازش میپرسید نتونست جواب بده و کوک
هر لحظه بیشتر استرس میگرفت و هول میشد
که لباسای ا/ت و در آورد و شروع کرد به ماساژ دادن
ا/ت : آههه . از درد
(ویو کوک)
اولش درد داشت و گریه میکرد ولی بعد با ماساژام آروم تر شد و خوابش برد
اشکای روی صورتش و پاک کردم و ماساژش میدادم بعد چند دقیقه سرم و روی شکمش گذاشتم و چشمام و بستم و فکر میکردم که خوابم برد با نوازش های کسی از خواب بیدار شدم سرم و بلند کردم
کوک : بیب حالت خوبه؟؟ درد داری؟؟
ا/ت : آروم باش قشنگم حالم خوبه ممنون که ماساژم دادی
کوک : خواهش میکنم خرگوشکم
(ویو ا/ت)
بلند شدم و رفتم سمت کوک.....
- ۷.۳k
- ۲۴ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط