{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p ²

p ²
"فلش بک به بار"

ویو ات:رسیدیم به بار دم در بار بودیم بوی الکل و قلیون زد تو صورتم رفتیم جونکوک دستم و گرفت و رو پای خودش نشوند

ات:نوشیدنی میخوام
جونکوک:باشه ولی کم میخوریا
ات:باش
جونکوک:یلحظه همینجا میشینی من ۲ قدم اون ور تر میرم نوشیدنی بیارم پا نشیااا
ات:باشه همینجا میمونم

ویو جونکوک:رفتم نوشیدنی آوردم و چشمم به ات خورد که یه پسر مست کنارش بود دود از سرم زد بیرون

پسره مست:اوممم افتخار میدی برقصیم؟
ات:اوهوم حتما
"در حال رقصیدن با پسره"

جونکوک:به به خوش میگذره؟
ات:ج..جونکوک
جونکوک:بله
ات:فقط یه رقص عادی بود
جونکوک:منم تو خونه یه کار دارم باهات نگران نباش عادیه(پوزخند)
ات:ج...
جونکوک:هیسس راه بیوفت بریم خونه

ویو ات:تو کل راه اصن باهام حرف نمیزد و تند داشت میرف

"فلش بک به سمت خونه"...

شرط؟
۵ لایک
۳ کامنت
کم گفتمااااا
دیدگاه ها (۵)

p ¹ویو ات:هایی من ات ۲۵ سالمه و ۲ ساله با جونکوک ازدواج کردم...

وقتی با یه پسر دیگه تو بار گرم میگیریـ...کاپل ها: ات و جونکو...

ویو ات مثل چی دستشویی داشتم از مادرم گفتم ات : مامان شما بری...

اقای جئون p:3ویو لیا: رفتم داخل و خیلییی بزرگ بود ۱ میلون اد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط