{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی جلوی آیینه می ایستم، خودم رادرآن میبینم

گاهی جلوی آیینه می ایستم، خودم رادرآن میبینم

دست روی شانه هایش میگذارم ومیگویم چه

تحملی دارد...دلت....
دیدگاه ها (۱)

همه برایم دست تکان دادن....اماکم بودن دستهایی که تکانم دادن....

صاعقه...

چگونه میتوان به زخمهای پای خسته گفت:تمام راه رفته اشتباه بود...

بهنوش بختیاری....

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

عاشقانه های شبنم

p30

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

خواهر ڪہ داری…در دل خود غم نداری…با عشق سر روے شانہ اش مے گذ...

رمان انفجار و امید

اهم اسم : فلورین قد : ۱۷۵وزن : ۷۰سن : ۲۰ اخلاق : تحلیل گر ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط