{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا...

خدایا...
خاکیَم بس که زمین خوردم و غفلت کردم
آه دیگر به زمین خوردنم عادت کردم

چقدر توبه شکستم ، چقدر برگشتم
چقدر پیش تو احساس خجالت کردم

جای تو دل به همه دادم و خارم کردند
رحم کن بر من ساده که حماقت کردم

دارد این عمر تلف می شود و می بینم
نه شدم عابد درگاه نه همت کردم

دست احسان تو را پس زدم و کج رفتم
جای تو با خود ابلیس رفاقت کردم

به امانت شرف و ثروت و جاهم دادی
من آلوده خیانت در امانت کردم

یاد بی کس شدنم ، یاد تو افتادم من
سر این سفره فقط صحبت حاجت کردم

نظری کن که دگر سمت معاصی نروم
خسته ام بس که از این نفس شکایت کردم



ستاره ها شبتون بخیر
دیدگاه ها (۲۲)

به امروز خوش آمدی!به بازی زندگیاحترام کن ووارد شوهمه چیز تاز...

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر ...

زیر باران بنشینیم که باران خوب استگم شدن با تو در انبوه خیاب...

ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ .ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧﺩ ،ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪ...

پارت ششم - قاتل عاشق من

𝒫𝒶𝓇𝓉 𝟤~نیلسو به خونشون رفت غفلت از اینکه مامان و بابایی داخل...

نور سبزی در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط