سناریو
سناریو
(وقتی رویه مبل خوابت میبره و فکر میکنه رفتی......)
#سناریو
«بنگ چان»
خسته بودی و چون کمی کوچیک بودی رویه مبل پتو انداختی و خوابت برد وقتی اوند از سکوت تعجب کرد و همه جارو گشت ترسید ولی بعد رویه مبل کوچیک و خوابیده پیدات کرد لبخند زد و موهاتو نوازش کرد «فکر کردم واقعا بال در آوردی رفتی فرشته من
«لی مینهو»
رویه مبل داشتی تلویزیون نگاه میکردی که خوابت برد وقتی امد فکر کرد نشستی از پشت ترسونت ولی افتادی چون خواب بودی ترسید و سریع بغلت کرد که فهمید خوابی و سرتو بوسید «فکر کردم مردی»
«چانگبین»
باهم از باشگاه اومدید تا اون لباس هاشو عوض کرد و حموم کرد تو رویه مبل خوابت عمیق شد وقتی اومد هیچ جا نبودی ترسید ولی رویه مبل خسته و خوابیده پیدات کرد لبخند زد و گونه ات رو نوازش کرد «گربه کوچولو خسته من»
«هیونجین»
سرما خورده بودی و هیون کمپانی بود زنگ زد که بهت بگه باهم برید بستنی بخورید ولی وقتی صدات رو شنید ترسید و سریع اومد خونه وقتی رسید هیچ جا نبودی از ترس چشماش کور بود که رویه مبل پیدات کرد خوابیده و عرق کرد زانو زد و دستو گرفت «ببخشید احمق بودم نفهمیدم»
«هان»
دعوا کردید سر یک چیز مسخره از خونه زد بیرون انقدر گریه کردی تا خوابت برد تویه خوابم هنوز هق هق میکردی و یک پتو هم رنگ مبل رویه خودت پوشاندی که وقتی هان اومد صدات کرد جواب ندادی دسته گل از دستش افتاد همه جا رو گشت به تلفنت زنگ زد ولی رویه مبل بود و اشک ریخت که با ناله تو به خودش اوند رویه مبل پیدات کرد و کنارت نشست «متاسفم... متاسفم گل رز من متاسفم هان احمق رو ببخش»
«فیلیکس»
داشت برات براونی درست میکرد خسته بودی و فشارت افتاده بود که صدات کرد «چاگی؟» دو بار، سه بار فکر کرد حمومی ولی وقتی دید رویه مبلی لبخند زد و پیشانی تو بوسید«اینجایی جوجو من»
«سونگمین»
روبه مبل بودید هر دو تو سرت رویه پاهش بود اونم کتاب میخوند که یهو یک بخش جالب پیدا کرد و موهاتو نوازش کرد «هی اینو ببین!...» جوابی نشنید بهت نگاه کرد که دید خواب بودی و لبخند زد و دستتو بلند کرد بوسید «چقدر تو زیبا خوابیدی»
«یانگ جونگین»
بعد از یک روز کاری ساعت دو شب اومد وقتی رسید تو رویه مبل اونقدر منتظرش بودی که خوابش برده بود کنارت نشست و از پشت بغلت کرد و روبه مبل دراز کشید و گردنتو نرم بوسید «ببخشبد دیر کردم»
.
چطور بود اینو خوذم نوشتم در خواستی نبود حتما نظر بدید 😌🥹❤
.
.
.
.
.
.
.
#سناریو #استری کیدز #بنگ چان #هان #هیونجین #فیلیکس #چانگبین #لینو#سونگمین #ای ان
(وقتی رویه مبل خوابت میبره و فکر میکنه رفتی......)
#سناریو
«بنگ چان»
خسته بودی و چون کمی کوچیک بودی رویه مبل پتو انداختی و خوابت برد وقتی اوند از سکوت تعجب کرد و همه جارو گشت ترسید ولی بعد رویه مبل کوچیک و خوابیده پیدات کرد لبخند زد و موهاتو نوازش کرد «فکر کردم واقعا بال در آوردی رفتی فرشته من
«لی مینهو»
رویه مبل داشتی تلویزیون نگاه میکردی که خوابت برد وقتی امد فکر کرد نشستی از پشت ترسونت ولی افتادی چون خواب بودی ترسید و سریع بغلت کرد که فهمید خوابی و سرتو بوسید «فکر کردم مردی»
«چانگبین»
باهم از باشگاه اومدید تا اون لباس هاشو عوض کرد و حموم کرد تو رویه مبل خوابت عمیق شد وقتی اومد هیچ جا نبودی ترسید ولی رویه مبل خسته و خوابیده پیدات کرد لبخند زد و گونه ات رو نوازش کرد «گربه کوچولو خسته من»
«هیونجین»
سرما خورده بودی و هیون کمپانی بود زنگ زد که بهت بگه باهم برید بستنی بخورید ولی وقتی صدات رو شنید ترسید و سریع اومد خونه وقتی رسید هیچ جا نبودی از ترس چشماش کور بود که رویه مبل پیدات کرد خوابیده و عرق کرد زانو زد و دستو گرفت «ببخشید احمق بودم نفهمیدم»
«هان»
دعوا کردید سر یک چیز مسخره از خونه زد بیرون انقدر گریه کردی تا خوابت برد تویه خوابم هنوز هق هق میکردی و یک پتو هم رنگ مبل رویه خودت پوشاندی که وقتی هان اومد صدات کرد جواب ندادی دسته گل از دستش افتاد همه جا رو گشت به تلفنت زنگ زد ولی رویه مبل بود و اشک ریخت که با ناله تو به خودش اوند رویه مبل پیدات کرد و کنارت نشست «متاسفم... متاسفم گل رز من متاسفم هان احمق رو ببخش»
«فیلیکس»
داشت برات براونی درست میکرد خسته بودی و فشارت افتاده بود که صدات کرد «چاگی؟» دو بار، سه بار فکر کرد حمومی ولی وقتی دید رویه مبلی لبخند زد و پیشانی تو بوسید«اینجایی جوجو من»
«سونگمین»
روبه مبل بودید هر دو تو سرت رویه پاهش بود اونم کتاب میخوند که یهو یک بخش جالب پیدا کرد و موهاتو نوازش کرد «هی اینو ببین!...» جوابی نشنید بهت نگاه کرد که دید خواب بودی و لبخند زد و دستتو بلند کرد بوسید «چقدر تو زیبا خوابیدی»
«یانگ جونگین»
بعد از یک روز کاری ساعت دو شب اومد وقتی رسید تو رویه مبل اونقدر منتظرش بودی که خوابش برده بود کنارت نشست و از پشت بغلت کرد و روبه مبل دراز کشید و گردنتو نرم بوسید «ببخشبد دیر کردم»
.
چطور بود اینو خوذم نوشتم در خواستی نبود حتما نظر بدید 😌🥹❤
.
.
.
.
.
.
.
#سناریو #استری کیدز #بنگ چان #هان #هیونجین #فیلیکس #چانگبین #لینو#سونگمین #ای ان
- ۴۱۱
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط