از میسونگ مینویسی اسمات و خب دیگه خودت میدونی زیبا ✨
از میسونگ مینویسی اسمات و خب دیگه خودت میدونی زیبا ✨
#درخواستی
#بوسه
🌼🦋🫦
(ناله های آرامش)
شب بود مینهو در اتاق نشسته بود و داشت با یکی از گربه هایش بازی میکرد دلش تنگ بود و میخواست زودتر بیاید ولی امشب وقت نداشت سونی که متوجه دلتنگی صاحبش شده بود خودش را بهش مالید و میویی نرم که که مینهو لبخند زد «میدونم سونی ولی قول داد و میدونم که میاد» و سرش را به مبل تکیه داد صدای تیک تاک ساعت می امد و دل درد داشت چون همینطوری ساعت میگذشت اما خبری از عشقش نبود تا اینکه صدا امد
«دینگ دینگ»
مینهو لبخند زد و دوید و وفتی در باز کرد جیسونگ انجا بود دوتا آبجو و بیسکویت و لبخند زد «استودیو نبود داشتم اینارو میخریدم» که مینهو خندید و جیسونگ داخل اومد و سونی، دوری، دونگی سمتش رفت و جیسونگ لبخند زد «منم دلم براتون تنگ شده بود و وقتی انها دوباره رفتن همین که بلند شدن مینهو از پشت بغلش کرد و گردنش رو بوسید «دیر کردیی بیبی داشتم ناامید میشدم»
«متاسفم اما واقعا گشنه ام بود»
«ولی من گشنه ترم»
«مینهو فعلا نه بیا حداقل از خوراکی لذت ببریم»
که مینهو خندید و گردنش را گاز گرفت و جیسونگ منقبض شد و بعد مینهو نرم انجا را لیس زد و جیسونگ قلبش تند زد
«یعنی.... واقعا»
«قول دادی»
.
.
.
.
.
.
.
.
.
(پارت اسماتش) 🔞😎
(اگه جنبه نداری بیخودی هیت نده و چیزی ننویس این فقط جنبه تفریحه )
(مینهو جیسونگ را تا اتاق با بوسه همراهی کرد و بلخره او را رویه تخت انداخت مینهو لبخند زد و رویه هان خیمه زد و شروع به بوسیدن گردنش کردن میمکید و لیس میزد و جیسونگ از لذت ناله میکرد و پاهاش را دور کمر مینهو حلقه کرد و بعد بلخره لباسش را باز کرد و مال خودش هم باز کرد جیسونگ نفس میزد که مینهو با انگشتش بدنش را کاوش میکرد و با دهانش طعم را میچشید سینه هایش، سیکس پک هایش، شکمش تا بلخره پایین رسید دکمه را نرم باز کرد و و جیسونگ ناله کرد و نفس نفس میزد که مینهو پایین را بوسید و رانش را لیس زد و جیسونگ ناله کرد «مینهو....» که پوزخند زد دلم برای این آرامش تنگ شده بود و بلخره شروع کردن پر از ناله و نفس و بعد از ۱۵ مین تمام شدم مینهو از خستگی کنارش افتاد و جیسونگ نفس زد و لب های مینهو را گاز گرفت و کشید «عاشقتم مینهو»«منم همینطور»)
نمیدونم چطور؟
فکر کنم زیاد عالی نبود
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#درخواستی #اسمات#لینو#هان#بی ال# استری کیدز
#درخواستی
#بوسه
🌼🦋🫦
(ناله های آرامش)
شب بود مینهو در اتاق نشسته بود و داشت با یکی از گربه هایش بازی میکرد دلش تنگ بود و میخواست زودتر بیاید ولی امشب وقت نداشت سونی که متوجه دلتنگی صاحبش شده بود خودش را بهش مالید و میویی نرم که که مینهو لبخند زد «میدونم سونی ولی قول داد و میدونم که میاد» و سرش را به مبل تکیه داد صدای تیک تاک ساعت می امد و دل درد داشت چون همینطوری ساعت میگذشت اما خبری از عشقش نبود تا اینکه صدا امد
«دینگ دینگ»
مینهو لبخند زد و دوید و وفتی در باز کرد جیسونگ انجا بود دوتا آبجو و بیسکویت و لبخند زد «استودیو نبود داشتم اینارو میخریدم» که مینهو خندید و جیسونگ داخل اومد و سونی، دوری، دونگی سمتش رفت و جیسونگ لبخند زد «منم دلم براتون تنگ شده بود و وقتی انها دوباره رفتن همین که بلند شدن مینهو از پشت بغلش کرد و گردنش رو بوسید «دیر کردیی بیبی داشتم ناامید میشدم»
«متاسفم اما واقعا گشنه ام بود»
«ولی من گشنه ترم»
«مینهو فعلا نه بیا حداقل از خوراکی لذت ببریم»
که مینهو خندید و گردنش را گاز گرفت و جیسونگ منقبض شد و بعد مینهو نرم انجا را لیس زد و جیسونگ قلبش تند زد
«یعنی.... واقعا»
«قول دادی»
.
.
.
.
.
.
.
.
.
(پارت اسماتش) 🔞😎
(اگه جنبه نداری بیخودی هیت نده و چیزی ننویس این فقط جنبه تفریحه )
(مینهو جیسونگ را تا اتاق با بوسه همراهی کرد و بلخره او را رویه تخت انداخت مینهو لبخند زد و رویه هان خیمه زد و شروع به بوسیدن گردنش کردن میمکید و لیس میزد و جیسونگ از لذت ناله میکرد و پاهاش را دور کمر مینهو حلقه کرد و بعد بلخره لباسش را باز کرد و مال خودش هم باز کرد جیسونگ نفس میزد که مینهو با انگشتش بدنش را کاوش میکرد و با دهانش طعم را میچشید سینه هایش، سیکس پک هایش، شکمش تا بلخره پایین رسید دکمه را نرم باز کرد و و جیسونگ ناله کرد و نفس نفس میزد که مینهو پایین را بوسید و رانش را لیس زد و جیسونگ ناله کرد «مینهو....» که پوزخند زد دلم برای این آرامش تنگ شده بود و بلخره شروع کردن پر از ناله و نفس و بعد از ۱۵ مین تمام شدم مینهو از خستگی کنارش افتاد و جیسونگ نفس زد و لب های مینهو را گاز گرفت و کشید «عاشقتم مینهو»«منم همینطور»)
نمیدونم چطور؟
فکر کنم زیاد عالی نبود
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
#درخواستی #اسمات#لینو#هان#بی ال# استری کیدز
- ۱۳۳
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط