ستاره ی والکرست
ستاره ی والکرست✨
ژانر: فانتزی-اندکی عاشقانه-جادویی-سلطنتی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
⭐پارت سوم⭐
(این همه نوشتم بعد پست نشدددد دوباره الان دارم تایپ میکنم با فشاررر)
🌀از زبان راوی:🌀
فیونا که ترسیده بود برمیگرده و مردی قد بلند با موهای سبز که به شانه هایش میرسید و چشم های نسبتا زرد و جذاب رو به رو شد.
مرد: نترس بابا، کاریت ندارم. فقط میخوام بدونم چی شده که یه جادوگر دیگه اومده پیش من.
فیونا: تو کی هستی؟ در ضمن منظورت از یه جادوگر دیگه چیه؟
مرد: من دنیل اِوِرگالدِلین هستم، جادوگر محافظ این امپراطوری. منظورم از جادوگر دیگه هم تویی.
فیونا: ولی من جادوگر نیستم. تاحالا یه بار هم اثری از مانا توی بدنم پیدا نکردم. نو رویاهام هم نمیتونم ببینم که یک جادوگرم.
دنیل: خب طبیعیه. جادوگر ها میتونن مانای دور قلب یه جادوگر رو ببینن یا جریان مانا توی بدن جادوگر رو حس کنن. (به گفته ی یک مانهوا) من مانای دور قلبت رو میبینم ولی یه زنجیره ی مانا هم دورش میبینم که نمیزاره مانا توی بدنت جریان پیدا کنه و از جادو استفاده کنی
فیونا که درحال پردازش این اطلاعاتی که بعد ۱۶ سال فهمیده بود بلخره زبون باز میکنه.
فیونا: مثل... مثل یک مهر و موم؟
دنیل: دقیقا! هرکس هم مهر و موم کرده میدونسته جادوی خاصی داری.
فیونا: منظورت از خاص چیه؟؟؟
🎀بنده هم کرم دارم هم نمیخوام زیاد پارت ها طولانی شه پس تا همینجا کافیه فعلا بای بای 🎀
ژانر: فانتزی-اندکی عاشقانه-جادویی-سلطنتی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
⭐پارت سوم⭐
(این همه نوشتم بعد پست نشدددد دوباره الان دارم تایپ میکنم با فشاررر)
🌀از زبان راوی:🌀
فیونا که ترسیده بود برمیگرده و مردی قد بلند با موهای سبز که به شانه هایش میرسید و چشم های نسبتا زرد و جذاب رو به رو شد.
مرد: نترس بابا، کاریت ندارم. فقط میخوام بدونم چی شده که یه جادوگر دیگه اومده پیش من.
فیونا: تو کی هستی؟ در ضمن منظورت از یه جادوگر دیگه چیه؟
مرد: من دنیل اِوِرگالدِلین هستم، جادوگر محافظ این امپراطوری. منظورم از جادوگر دیگه هم تویی.
فیونا: ولی من جادوگر نیستم. تاحالا یه بار هم اثری از مانا توی بدنم پیدا نکردم. نو رویاهام هم نمیتونم ببینم که یک جادوگرم.
دنیل: خب طبیعیه. جادوگر ها میتونن مانای دور قلب یه جادوگر رو ببینن یا جریان مانا توی بدن جادوگر رو حس کنن. (به گفته ی یک مانهوا) من مانای دور قلبت رو میبینم ولی یه زنجیره ی مانا هم دورش میبینم که نمیزاره مانا توی بدنت جریان پیدا کنه و از جادو استفاده کنی
فیونا که درحال پردازش این اطلاعاتی که بعد ۱۶ سال فهمیده بود بلخره زبون باز میکنه.
فیونا: مثل... مثل یک مهر و موم؟
دنیل: دقیقا! هرکس هم مهر و موم کرده میدونسته جادوی خاصی داری.
فیونا: منظورت از خاص چیه؟؟؟
🎀بنده هم کرم دارم هم نمیخوام زیاد پارت ها طولانی شه پس تا همینجا کافیه فعلا بای بای 🎀
- ۶۹۲
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط