ستاره و ماه
۲ ستاره و ۳ ماه
پارت۲۰
*و هر چهار تاشون با سرعت میگ میگ رفتن پایین🤣*
آنیا: عه اومدین
دامیان:اره میخواستی نیایم
آنیا: نه همینجوری گفتم🍅
آیسا و دمیتریوس به طور اتفاقی و همزمان شیرچه زدن توی آب
آیسا:هی نظرت چیه مسابقه بدیم؟
دمیتریوس: باشه
و هردوشون تند تند رفتن و همزمان رسیدن
آیسا:عه برنده نداریم که
دمیتریوس: شاید برای هم ساخته شدیم که اتقد هماهنگیم
آیسا: گاننننن
و بعد دمیتریوس لبخند ریز زد و رفت بالا
دنیل[چطور جرعت میکنه اون حرف ها رو بزنه منظورش از برای هم ساخته شدیم چیه؟]
*راستی بکی دیگه همه جا دوربین کار گذاشته🤣🤦🏻♀️*
وقتی دمیتریوس رفت دنیل هم پشتش رفت و لباس عادی شون رو پوشیدن
دنیل:هی منظورت چی بود
دمیتریوس: از چی؟
دنیل: هردومون میدونیم
دمیتریوس: واضح حرف بزن
دنیل:منظورم آیساعه دیگه
دمیتریوس: آها منظورت اونه فکر کنم متوجه شدی که من عاشقشم
دنیل: نه خیر به نظرم تو متوجه شدی که من عاشقشم
و بعد دعوا بزن بزنی کردن و هر کدومشون افتادن یه گوشه پذیرایی
که یهو ایسا وارد شد
دمیتریوس و دنیل باهم
[خدا نکنه شنیده باشه]
آیسا ✨️[چی رو؟🤔]
آیسا:ای وای چی شده؟
پارت۲۰
*و هر چهار تاشون با سرعت میگ میگ رفتن پایین🤣*
آنیا: عه اومدین
دامیان:اره میخواستی نیایم
آنیا: نه همینجوری گفتم🍅
آیسا و دمیتریوس به طور اتفاقی و همزمان شیرچه زدن توی آب
آیسا:هی نظرت چیه مسابقه بدیم؟
دمیتریوس: باشه
و هردوشون تند تند رفتن و همزمان رسیدن
آیسا:عه برنده نداریم که
دمیتریوس: شاید برای هم ساخته شدیم که اتقد هماهنگیم
آیسا: گاننننن
و بعد دمیتریوس لبخند ریز زد و رفت بالا
دنیل[چطور جرعت میکنه اون حرف ها رو بزنه منظورش از برای هم ساخته شدیم چیه؟]
*راستی بکی دیگه همه جا دوربین کار گذاشته🤣🤦🏻♀️*
وقتی دمیتریوس رفت دنیل هم پشتش رفت و لباس عادی شون رو پوشیدن
دنیل:هی منظورت چی بود
دمیتریوس: از چی؟
دنیل: هردومون میدونیم
دمیتریوس: واضح حرف بزن
دنیل:منظورم آیساعه دیگه
دمیتریوس: آها منظورت اونه فکر کنم متوجه شدی که من عاشقشم
دنیل: نه خیر به نظرم تو متوجه شدی که من عاشقشم
و بعد دعوا بزن بزنی کردن و هر کدومشون افتادن یه گوشه پذیرایی
که یهو ایسا وارد شد
دمیتریوس و دنیل باهم
[خدا نکنه شنیده باشه]
آیسا ✨️[چی رو؟🤔]
آیسا:ای وای چی شده؟
- ۸۹
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط