دوستت دارم را

دوستت دارم" را
در دستانم می‌چرخانم
از این دست به آن دست.
پس چرا
هر وقت می‌خواهم
به دستت بدهم نیستی؟

چرا اینجا نیستی
تا "دوستت دارم" را
از جنس خاک کنم،
از جنس تنم،
و با بوسه بپوشانمش بر تنت؟
بگذار "دوستت دارم" را
از جنس نگاه کنم
از جنس چشمانم
و تا صبح به نفس‌های تو بدوزم...

#عباس_معروفی
دیدگاه ها (۱)

نگرانم كه پيامي ندهي، صبح شود؛اي به هم ريختنَت، ساعتِ خواب آ...

آبجی کوچیکه هزار دفعه هم در فراقت بمیرمم کمه . زهراجان روحت ...

از درد زخمه های زمستان کلافه بوداین درد را به بوسه دوا کرد ن...

امسال بهار بی تو یعنی پاییزتقویم به گور پدرش می خندد#جلیل_صف...

دوستت دارمانقدر زیاد که گاهی وقت هاکه دوریچشمانم بی اختیار ش...

{یا هادی ع..}

My angel ( the last part ) ( پرش زمانی به صبح ) بازتاب نور خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط