{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت کردی و لبخند بر لبت خشکید

سکوت کردی و لبخند بر لبت خشکید
نگاه کردم و گفتم قرار مان این بود؟
نگاه کردی و گفتی: حلال کن بانو!
و گریه کردم و جاری شد از دو چشم تو رود
دیدگاه ها (۴)

وداع با شهید محمد حسین حمزهکانال مجموعه تصاویر شهدای مدافع ح...

از باد صبا دلم چو بوی تو گرفتبگذاشت مرا و جستجوی تو گرفتاکنو...

یازینب کبری...روزی که دلم شهید مذهب بشود..خون رگ غیرتم لبالب...

زن باید محکم باشد از پس دلش بر بیایدمغرور باشد و جدیدلتنگی ن...

خدا را در خود آ

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۰۲تهیونگ-کر به نظر میرسم؟ با ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۳راهش نیست.. لبخند زدم و گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط