تو بایک جرعه از دریای یادت
تو بایک جرعه از دریای یادت
میان باغ قلبم جا گرفتی
تو با یک انعکاس نقر ه ای رنگ
مجال ناز از رعنا گرفتی
تو چون یک هدیه فیروزه ای رنگ
مرا بر قایق رویا نشاندی
وبا یک لطف، یک لبخند ساده
مرا بر سر زمین عشق خواندی
تو دیوار میان قلبها را
به رسم آسمانیها شکستی
وچون حس غریب واژه های سرخ
میان دفتر روحم نشستی
تو دریایی ترین ترسیم یک موج
تو تنها جاده ی دل تا خدایی
تو مثل شوق یک کودک لطیفی
تو مثل عطر گلدانها رهایی
تو نغمه موزون باران
به روی اطلسیها نازنینی
وتا وقتی که روحم مال اینجاست
به روی صفحه ی دل مینشینی
میان باغ قلبم جا گرفتی
تو با یک انعکاس نقر ه ای رنگ
مجال ناز از رعنا گرفتی
تو چون یک هدیه فیروزه ای رنگ
مرا بر قایق رویا نشاندی
وبا یک لطف، یک لبخند ساده
مرا بر سر زمین عشق خواندی
تو دیوار میان قلبها را
به رسم آسمانیها شکستی
وچون حس غریب واژه های سرخ
میان دفتر روحم نشستی
تو دریایی ترین ترسیم یک موج
تو تنها جاده ی دل تا خدایی
تو مثل شوق یک کودک لطیفی
تو مثل عطر گلدانها رهایی
تو نغمه موزون باران
به روی اطلسیها نازنینی
وتا وقتی که روحم مال اینجاست
به روی صفحه ی دل مینشینی
- ۸۳۲
- ۱۰ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط