{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

های

های..
خوب بلخره رسیدیم به فصل دومه رمان کوک..
خواستم بگم که بچها من دیگ واقعا حوصله کاور درست کردنو نوشتن پارت چندمه هو اینا رو ندارم..
همبنجوری میزارم..
و اینجوری زود به زود میزارم..
ببخشید موقعی که دارم این پارتو مینویسم ینی الان یکم سرم شلوغه واسه همون نمیتونم زیاد بنویسم..


*از خواب پاشدیم
"صب بخیررر
*صبح تو ام بخیر..
*از کی بیداری..
" همین الان پاشدم
*عه..
نمیخوره
خیلی انرژی داری..
"اهوم اهوم
*پس معلوم شد واس چی..
"بوست کردن
*این کار من نبود..؟!
" الان دیگ کار منم هست
*اها..
بیا بریم پایین گشنمه..
"باچههه
تو برو من حاضر شم بیام
*اوم باشه
رفتم پایین
•دیشب خوب بود..؟!
*خفه
•جر
" لباس پوشیدم رفتم پایین
ددییی
*جان
"صبحونه حاضرههه..
*ار بیا
اومدمممم
رفتم پیشش
٪شیر از دستم سر خورد ریخت رو پای خانم ات
" اخ اشکال ندار هوف اشکال ندار نگران نباش
خودم میشورمش
سری رفتم دسشویی
پاکش کردم
*رفتم دنبالش
ات خوبی
ات چیشد
اتتت
رفتم تو
دیدم پاش قرمز شده
*عوضی شیر داغ بود
٪اقا ببخشید
"کوک
کوک ول کن
*کوک..؟!
" ددی
دددددی
*یخ گذاشتم رو پاش
بهتری..؟!
"اهوم
*بردمش تو اتاقش گذاشتم رو تخت بخوابه..
دیدگاه ها (۲۱)

بازم تم پیج..-_-

واسه تم پیج باید بزاروم..حیحی..

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

پارت ۵ فیک عشق مافیا که یهو ات و کوک به هم خوردم و ات داشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط