{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب تولدم

شب تولدم
پارت 22
ویو ات:
از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم یه اب به صورتم زدم و برگشتم پشت میزم نشستم روتین پوستیم رو انجام دادم و رفتم رو تخت دراز کشیدم سرمو روشونه جونگ کوک گذاشتم داشت به یکی پیام میداد نگاه کردم دیدم تهیونگ
بلند شدم و از اتاق رفتم بیرون
جونگ کوک: کجا
ات: الان میام
رفتم در اتاق تهیونگ رو بدون در زدن باز کردم که گوشیشو خاموش کرد
ات: خیلی گشادی تهیونگ
تهیونگ: چرااا(خنده)
ات: واسه اینکه دو قدم راه داری با کوک پیام بازی میکنی گشاددد
تهیونگ: ات فضولی مگه گوشی جونگ کوک رو نگاه میکنی
ات: نخیرم دوس دخترشم حق دارم حتی گوشیشو چک کنم
تهیونگ: باشه الان به جونگ پیام میدم میگم گفتی دوس دخترشی
ات: نه نکن گوشیو بده من
تهیونگ: بیا گوشی از تو
ویو تهیونگ: از روی تخت بلند شدم و با دو رفتم اتاق جونگ کوک
تهیونگ: جونگ کوک
ات: نگوووووو میگم
تهیونگ: جونگ کوک میدونی ات چی گفت
ات: هیشششش
جونگ کوک: چی گفته (خنده)
تهیونگ: جوجه الکی نپر قدت نمیرسه بهم(خنده)
ات: نگوووو میگم
تهیونگ: جونگ به ات میگم براچی به گوشی جونگ کوک نگاه میکنی
ات: ساکتتتتتتتتت میگم
جونگ کوک: ات بزار بگه دیگه
ویو ات: میدونستم تهیونگ میگه از خجالت رفتم پایین و روی کاناپه دراز کشیدم
تهیونگ: بعد میگه من دوست دخترشم حتی حق دارم گوشیشو چک کنم
جونگ کوک(خنده) ای خدا الان قهر کرده باهات (خنده)
ویو کوک:
رفتم پایین که ات رو کاناپه بود
جونگ کوک: بهم اعتماد نداری پرنسس
ات: قهرمممم
جونگ کوک: قشنگم این که خجالت نداره یه روزی میگی من همسر جونگ کوکم باز تهیونگ دهن لق میاد به من میگه تو نباید خجالت بکشی
ات:(خنده) وای دهن لقو خوب اومدی
تهیونگ: من چکارم
ات: تو برو بخواب مگه قرار نبود بخوابی(اخم)
تهیونگ: چشم شب بخیر(خنده)
جونگ پرنسس: بریم بخوابیم که من فردا باید برم شرکت
ات: نمیشه نری
جونگ کوک: قشنگم تا تو بیدار بشی برمیگردم
ات: نمیشه منم ببری
جونگ کوک: قشنگم ببینم چی میشه اگه خودت بیدار شدی میبرمت وگرنه از خواب بیدارت نمی کنم
ات: باشه
با ات رفتیم بالا و رو تخت دراز کشیدیم گوشیمو برداشتم ات سروشو روی شونم گذاشته بود و داشت به گوشیم نگاه میکرد 5 پیام از الکس (همکار جونگ کوک) بود باز کردم با دیدن تصاویر سریع جلوی چشمای ات رو گرفتم
ات: جونگ کوک میخوام ببینم
جونگ کوک: چیزی نیست
سریع اومدم بیرون و دستم رو از روی چشمای ات برداشتم
ات: کیو کشته
جونگ کوک: مگه دیدی... این تصاویر بدرد سنت نمیخوره بچه بخواب
ات رو بغل کردم و سیاهی
ویو ات:
صبح با الارم گوشیم از خواب بیدار شدم رفتم پایین کوک هنوز خواب بود صبحانه رو اماده کردم و برگشتم بالا دو دیقه دیگه الارم گوشی کوک به صدا در میومد سریع رفتم رو تخت دراز کشیدم و خودمو زدم به خواب الارم گوشی کوک به صدا در اومد از خواب بلند شد لباساشو عوض کرد اومد سمتم که سریع چشمای نیمه بازمو بستم یه بوس از لبام کرد و رفت بیرون سریع بلند شدم لباسامو عوض کردم موهامو شونه کردم و باز گذاشتم یه ارایش لایت کردم و در اتاقو باز کردم که دیدم جونگ کوک در اتاق تهیونگ و داره باهاش حرف میزنه سریع در رو بستم بعد از 2 مین صدای پاش که از پله ها پایین میرفت رو شنیدم سریع رفتم بیرون وقتی رسید به اشپز خونه و میخواست سر میز بشینه رسیدم بهش
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم پارت 21 ویو تهیون چشمم به ات و سونگ هو بود که ات در...

مرسی قشنگم پارت امشب برای شماس

part44 عشق پنهان 《ویو جونگ کوک 》دیگه چیزی نگفتم چشمام رو بست...

part22 عشق پنهان《ویو ات》از حرفم پشیمونم . شام مون رو خوردیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط