{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دور ریخت

به دور ریخت
شبی
قرص های خوابی را
که رفته رفته بر این درد
بی اثر می شد ..................
دیدگاه ها (۴)

و من همیشه می‌خوردم به دری که بسته بود، یا می‌رسیدم به جمعیّ...

خوشا رهایی ... آهاین پرندهدر این قفس تنگنمی‌خواند..............

مارا چه به مسروری؟ما در غم خود نعره مستانه زدیم ...........

جایی درونمجایی کهنه در مناز انتظار زیادزخمی‌ست و بند نمی‌آید...

این طلق ها دور نریز خیلی به درد می خورن#خلاقیت#هنر#خانهداری#...

شبیاز میان این همه صبر معجزه می‌روید...

مى‌گویند درد‏آدم‌ها را به‌هم نزدیک مى‌کند‏به من بگو‏کدام‌مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط