مادر...
مادر...
دلـم که برایت تنگ می شـود مادر..
می گیـرد
فریاد می کشـد
می تپـد
و باز تنـگ می شـود
دلـم که تنگ می شـود دوست دارم
یک دل سیر نـگاهت کنــم مادر....
یک بغض سنگین گریه کنـم...
یک چشـم پر اشک بریزم
به اندازه ی یک قهر و آشتی در آغوشت بگیـرم مادر....
و یک عمر بگویـم دوستت دارم و بگویی دوستت دارم ......
دلـم که تنگ می شـود چاره اش فقط تویی..."
و تـو که نیستی
دلـم
می بارد
می سـوزد
می سـازد
می میـرد ...... مادرررررررر...
دلـم که برایت تنگ می شـود مادر..
می گیـرد
فریاد می کشـد
می تپـد
و باز تنـگ می شـود
دلـم که تنگ می شـود دوست دارم
یک دل سیر نـگاهت کنــم مادر....
یک بغض سنگین گریه کنـم...
یک چشـم پر اشک بریزم
به اندازه ی یک قهر و آشتی در آغوشت بگیـرم مادر....
و یک عمر بگویـم دوستت دارم و بگویی دوستت دارم ......
دلـم که تنگ می شـود چاره اش فقط تویی..."
و تـو که نیستی
دلـم
می بارد
می سـوزد
می سـازد
می میـرد ...... مادرررررررر...
- ۱.۲k
- ۲۷ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط