{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه بیهوده اختراع شد

چه بیهوده اختراع شد
سَم ، شکنجه ، تیغ ، چوبه ی دار و امثال اینها !

وقتی یک خاطره می تواند نفست را بند بیاورد

زمین گیرت کند

تو را به گریه بیندازد

خونت را به جوش آورد و …
دیدگاه ها (۵)

باز باران آمداز هوا یا ز دو چشم خیسم ؟نیک بنگر !چه تفاوت دار...

شهناز شهبازیمی خواهی قضاوتم کنی ؟کفش هایم را بپوشراهم را قدم...

خندیدن یعنی رقص و پای کوبی دلاما گریه و اشک یعنی درد و خون ر...

یا بکش یا چاره کنای دردمندان را دوا تا به کی جان کندن ما را ...

در ۴۰ سالگی هم که باشیطنین صدای کسی کهتو را به نام "آرامش قل...

#حکایت_قدیمی در شهری قدیمی، نعل‌بندی بود که همه او را استاد ...

گاهی فکر می‌کنم آدم‌ها فقط با «کلمه» همدیگر را پیدا نمی‌کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط