ای چشــم سیاهت گَله ای ازسـگ تازی

ای چشــم سیاهت گَله ای ازسـگ تازی
آخــر چـه کنم بــا دل بیچاره بســازی؟

حیرانم و وحشتزده در عشق تو، انگار ـ
ســـربازِ لهســتان وســط ارتش نازی

به به چـه قدَر سیب لبان تو رسیده ست
صد حیف که جرم است ولی دست درازی

 آن طــرح گل ساده ی در روسـری تو
دنیــای مرا سخت گرفته ست به بازی

 در عمق نگاهــت چقدَر شعر نهفته ست
بی چشم تو امـــا نشود قافیه سازی...

یک عمر دویدم به تو امـــا نرسیدم
جَرْیـــان من و تو شده خط های موازی

#کنعان_محمدی
دیدگاه ها (۱۲)

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

چند پارتی بازی ممنوع

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁷اما چیزی که بیشتر از هر چیزی منو شوک...

آنقدر از مقابل چشم تو رد شدمتا عاقبت ستاره شناسی بلد شدممنظو...

آنقدر از مقابل چشم تو رد شدمتا عاقبت ستاره شناسی بلد شدممنظو...

آنقدر از مقابل چشم تو رد شدم تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم من...

یک جفت چشم شرقی و موهای بندرییک آسمان ستاره پر از آدم و ... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط