بعد رفتنت

بعد رفتنت

سرد شد اتاقم

دستانم را با ✳ها✳گرم میکنم...

نه آغوش پنجره

اشتیاقی به صبح دارد

نه خلوت شب
میلی به ماه و ستاره

من مانده ام و پرده های آرام

این اتاق تیره و تارهای عنکبوت

اینجا احتمال زندگی کم است
بر نگرد
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

پارت بیست و یکم

#SLAVES. PART 2عمارت در سکوت فرو رفته بود.فیلیک...

بهار بدون تو

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.4 (روایت از زبان ن...

جنگل نفرین شده پارت ۱۰

راز خون پارت پنجم

معاملهp31ویو — یک‌ماهگی کیارشیک ماه از تولد کیارش گذشته بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط