{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل

⭕ دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان ⭕

شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان

کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

⭕ دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان ⭕

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم
که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان
دیدگاه ها (۳)

عاشقان هم همه خوابند در این موقع شب…بی گمان یک دل ویران شده ...

چیست این آتش سوزنده که در جان من است ؟چیست این درد جگر سوز ک...

🍁 با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خو...

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعد تو بر هیچ کس آس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط