میگفت دیگر حوصلهی زندگی را ندارد آن زمانها فکر میکرد
میگفت دیگر حوصلهی زندگی را ندارد. آن زمانها فکر میکردم ك او دیوانه است -
مگر میشود حوصلهی زندگی را نداشت ?
حالا ، من قلبم درونِ سینه بی تابی میکند . .
استخوان هایم تیر میکشند. جسمم تماماً درد میکند.
من از من بریده است، حوصلهی زندگی را ندارم...
- بعضی وقت ها شاید
بزرگ ترین دستاورد یك نفر
این است ك در انتهای
روز خودش را نکشته باشد...
₁₄₀₅₀₁₂₆
مگر میشود حوصلهی زندگی را نداشت ?
حالا ، من قلبم درونِ سینه بی تابی میکند . .
استخوان هایم تیر میکشند. جسمم تماماً درد میکند.
من از من بریده است، حوصلهی زندگی را ندارم...
- بعضی وقت ها شاید
بزرگ ترین دستاورد یك نفر
این است ك در انتهای
روز خودش را نکشته باشد...
₁₄₀₅₀₁₂₆
- ۱۹.۹k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط