هرکسی حال مرا پرسید گفتم عالی ام

هرکسی حال مرا پرسید، گفتم عــالی ام !!
اشک ها پنهان شده در خنده پوشالی ام ..

نردبان هرکس و ناکس شدم اما چه سود؟
دار قالی هستم و حالا جدا از قالی ام ..

خوب فهمیدم که خوش بودند از غم های من
آن رفیقانی که غمگینند از خوشحالی ام !!

دیگر آن چاقوی دست نارفیقان نیستم
خسته از دیروزهای خونی و جنجالی ام

بی دلیلِ بی دلیلِ بی دلیلِ بی دلیل
من شدیداً خسته از هر بحث استدلالی ام

مثل نعل اسب ها، در زیر پا افتاده ام ..
با همه افتادگی، تندیس خوش اقبالی ام

غرق خواهد شد کسی که سخت مَن، مَن میکند
بطریِ بر روی آبم، چون که از خود خالی ام ..

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۳)

معلوم نیست انسان چرا همیشه عاشق کسی می شود که شایستگی عشقش ر...

من بودم که سرانجام او را کنار خود نشاندم، من بودم که دستش را...

اکثر رنج های ما ناشی از این است که با خواسته ها و تمایلات بر...

یگانه مسئله محققی که امروز می شناسم این است که می توان مقدس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط