میگویند:
میگویند:
مردی در حرم امامزاده ای اختیار ادرارش را
از کف داد و در صحن امام زاده ادرار کرد.
مردم خشمگین شدند
به سمت او هجوم برده و خواستند او را بکشند.
مرد که هوش و فراستی داشت
فریاد زد و گفت:ایها الناس!!
من قادر به ادرار کردن نبودم و امام مرا شفا داد!!!
به یک باره مردم ادرار او را به عنوان تبرک
به سر و صورت خود مالیدند.
آری مردم ما اینگونه اند و بس....!
""شادروان دهخدا""
مردی در حرم امامزاده ای اختیار ادرارش را
از کف داد و در صحن امام زاده ادرار کرد.
مردم خشمگین شدند
به سمت او هجوم برده و خواستند او را بکشند.
مرد که هوش و فراستی داشت
فریاد زد و گفت:ایها الناس!!
من قادر به ادرار کردن نبودم و امام مرا شفا داد!!!
به یک باره مردم ادرار او را به عنوان تبرک
به سر و صورت خود مالیدند.
آری مردم ما اینگونه اند و بس....!
""شادروان دهخدا""
- ۱.۶k
- ۰۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط