جونگکوکمستر کیم حالا نوبت توعه که هر زه بشی
𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰⁰
جونگکوک:مستر کیم حالا نوبت توعه که هر. زه بشی
جونگکوک بدن میا رو توی دستای بزرگش گرفت و روی زمین انداخت..
جونگکوک:دا.گی شو..
میا با قو.ص توی کمر.ش دا.گی شد.
کنجکاو به بازی اون دو نفر نگاه میکرد
جونگکوک:برو بک.نش..زود باش.
تهیونگ:میخوای چیکار کنی کـ. صکش...(چون از این فحش خوشم میاد!)
جونگکوک:اگر نری من تا ش.ب تو رو میک.نم!
تهیونگ:لعن.ت بهت
تهیونگ پشت میا ز.انو زد و با دستاش با. سن کبود شده ی میا رو توی دستاش گرفت.
وا.رد.ش کر.د و بدون این که لحظه ای صبر کنه
شروع به حر.کت کمر.ش کرد..
میا:اههه...ایی..
جونگکوک:اوم افرین
تهیونگ عصبانی از جونگکوک سرعت.ش رو بیشتر کرد
و بیشتر خودش رو توی عـ.. مق میا جا داد..
اما درست زمانی که خودش غر.ق لذ.ت بود در.دی توی مـ.قعدش حس کرد.درسته جونگکوک بود.
همه چی خیلی اشنا بود.
مثل پنج سال پیش...پوزی.شن مشترک. کار مشترک..
ولی با احساس متفاوت..رضایت در همه شون.....
جونگکوک:مستر کیم حالا نوبت توعه که هر. زه بشی
جونگکوک بدن میا رو توی دستای بزرگش گرفت و روی زمین انداخت..
جونگکوک:دا.گی شو..
میا با قو.ص توی کمر.ش دا.گی شد.
کنجکاو به بازی اون دو نفر نگاه میکرد
جونگکوک:برو بک.نش..زود باش.
تهیونگ:میخوای چیکار کنی کـ. صکش...(چون از این فحش خوشم میاد!)
جونگکوک:اگر نری من تا ش.ب تو رو میک.نم!
تهیونگ:لعن.ت بهت
تهیونگ پشت میا ز.انو زد و با دستاش با. سن کبود شده ی میا رو توی دستاش گرفت.
وا.رد.ش کر.د و بدون این که لحظه ای صبر کنه
شروع به حر.کت کمر.ش کرد..
میا:اههه...ایی..
جونگکوک:اوم افرین
تهیونگ عصبانی از جونگکوک سرعت.ش رو بیشتر کرد
و بیشتر خودش رو توی عـ.. مق میا جا داد..
اما درست زمانی که خودش غر.ق لذ.ت بود در.دی توی مـ.قعدش حس کرد.درسته جونگکوک بود.
همه چی خیلی اشنا بود.
مثل پنج سال پیش...پوزی.شن مشترک. کار مشترک..
ولی با احساس متفاوت..رضایت در همه شون.....
- ۵.۷k
- ۱۶ آبان ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط