{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو از قلبِ پریشانی آمدی

تو از قلبِ پریشانی آمدی
تا تسکین دهی تب و دردم را
و من درختی بودم که در جشنِ انگشتانت
می‌سوختم از اشتیاق
من از لب‌های تو متولد شده‌ام
و زندگی‌ام از تو آغاز می‌شود
#لویی_آراگون
مترجم: سارا سمیعی
@silver-m
#عاشقانه#عشق
دیدگاه ها (۱)

وقتی لب تو خنده زد

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

#تجربه_من ۱۸۹#ازدواج_در_وقت_نیاز #ازدواج_آسان #حرف_مردم #فرز...

Covenant of Blood and Silk

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط