{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اولین بار، وقتی فهمیدم عاشق شدم

من اولین بار، وقتی فهمیدم عاشق شدم
که زیر بارون میدویدم!
قرار بود بره سفر
و من باید ازش خداحافظی میکردم.
یادمه قبل اون روزها
روزای ابری رو تماماً خواب بودم.
عاشقِ آفتاب بودمو از هوای ابری فراری
اما، اون شب همه چیز فرق میکرد.

من اولین بار، وقتی فهمیدم عاشق شدم
که دیر شده بود و چتری نبود
و من دُرست اون طرف خیابون
رو به روی درشون،
به دستهای خیس ام نگاه میکردم

بعدها، اون قهر کرد و رفت اما
من هیچوقت به روزهای قبل اون برنگشتم.
انگار که فقط اومده بود تا
منو با این هوا آشتی بده بره
انگار باید حتما یکی میومد و میرفت
تا من با بارون دوست میشدم.

#امیرعلی_ق
دیدگاه ها (۱۱)

بعضی چیزها را نمی شود گفت...بعضی چیزها را احساس می کنید، رگ ...

همه ی ما قاتل هستیم!به جرمِ کشتنِ کسیدر خودمانخلاص کردنِ بخش...

عشق یعنی صدسال دیگه ام بهش حسی که داری تو دلت جوونه عشق یعنی...

جای تو را زن دیگری پر کردهزنی که من هم جای شوهرش را پر کردمگ...

"I fell in love with someone'' (P7)ا.ت : پس عمارت آقای جئون ...

پارت ۳(+: ا/ت)(-: جونگکوک)(*: جی‌وو)(/: مینهو)بارون هنوزم می...

پارت ۵:انحراف"و در نهایت، تنها چیزی که من از دنیا می خواستم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط