عاقبت عاشق شدم بر چشم هایت نازنین

...
عاقبت عاشق شدم بر چشم هایت نازنین
پس رها کردی دلم در پشت پایت مه‌جبین

مهربان یار دل به تو دادم ندیدی درد من
این دل نا قابلم مانده به پایت مه‌جبین

دیشب ازرویای گیسویت هوایی بود دل
صبح‌گاهان هیچ جز گرمای جایت مه‌جبین

شد نمازم قبله را ابرو و چشمانت گلم
در قنوتم هم فقط اسم و صدایت مه‌جبین

گرچه عاشق گشته‌ام اما زبانم در لغت
لال می‌گردد بخوان باز شعرهایت مه‌جبین

خم ابروی تو چون رنگین کمان هفت رنگ
روی موج پر خروش چشم‌هایت مه‌جبین

درمیان‌کوچه‌مستانه‌قلبت غریبی خسته‌ام
فرصتی تا سر نهم بر روی پایت مه‌جبین
(ندا)
https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۷)

...امروز چنان مستم ، ترسم به تو آویزمتا کام دلی گیرم ، با...

...سلسله موی‌تو کرده‌مرا مست مستآن‌خم‌ابروی توکرد چنین می پر...

...امروز اگرپاسخ‌به‌عشقم‌محال‌است تو بداناگر به دوری و هجر گ...

...نقاش زمانه چه غربتی به خانه علی نقش نمودبا قلم شعر و اشک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط